تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧

جهت سوّم : چه اثر و نتيجه‌اى بر تبادر مترتّب است ؟

آيا نتيجهء تبادر يك معنا اين است كه آن معنا ، معناى موضوع له لفظ است ؟ يا اينكه تبادر ، كارى با وضع ندارد بلكه با حقيقى بودن معنا ارتباط دارد ؟ به عبارت روشن‌تر : در ابتداى بحث وضع ، يك بحثى بود كه آيا وضع بر دو قسم است . تعيينى و تعيّنى ؟ يعنى آيا وضع تعيّنى هم نوعى از وضع است ؟ مرحوم آخوند ، همين مطلب را پذيرفته بود كه وضع تعيّنى ، نوعى از وضع است ، و براى ارائهء تعريفى كه بتواند هر دو قسم وضع را شامل شود ، دچار مشكل شده و ناچار شد آن راه غير صحيح را بپيمايد . اگر كسى مبناى مرحوم آخوند را اختيار كند ، در اينجا مىتواند بگويد : تبادر در رابطه با وضع است و علامت اين است كه معناى متبادَر ، معناى موضوع له براى لفظ است . ولى آيا كيفيت وضع لفظ براى معنا چگونه است ؟ اين را تبادر مشخص نمىكند ، ممكن است به‌صورت وضع تعيينى و يا به‌صورت وضع تعيّنى باشد . ولى كسانى كه اين تقسيم را نپذيرفتند ، نمىتوانند چنين حرفى بزنند . ما نيز تقسيم وضع به تعيينى و تعيّنى را نپذيرفتيم و گفتيم : گاهى كثرت استعمال ، موجب به‌وجود آمدن معناى حقيقى مىشود ولى آن معناى حقيقى را نمىتوان « معناى موضوع له » ناميد . نسبت بين حقيقت و موضوع له ، عموم و خصوص مطلق است . هر « معناى موضوع له » ى ، معناى حقيقى است ولى هر معناى حقيقى ، معناى موضوع له نيست . در وضع تعيّنى ، معناى حقيقى مطرح است ولى عنوان موضوع له تحقّق ندارد . اگر كسى اين مبنا را پذيرفت در اينجا نيز بايد بگويد : تبادر ، در ارتباط با حقيقت است نه در ارتباط با موضوع له . تبادر ، اقتضاء مىكند كه اين معناى متبادر ، معناى حقيقى لفظ باشد ولى آيا منشأ اين حقيقت چيست ؟ ممكن است ريشهء آن ، وضع باشد و ممكن است كثرت استعمال باشد به حدّى كه در دلالت لفظ بر اين معنا نيازى به قرينه ديده نشود .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 487 | الشيخ فاضل اللنكراني