تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦

جهت اوّل : معناى تبادر چيست ؟

همان‌طور كه از مادّهء اين لفظ استفاده مىشود ، تبادر به معناى سبقت گرفتن يك معنا به ذهن است . يعنى با شنيدن يك لفظ ، اگر معنايى قبل از معانى ديگر به ذهن آيد و در ذهن جايگزين شود اين سبقت و قبليّت را تبادر مىگويند . ولى معناى تبادر اين نيست كه اوّل ، يك معنا به ذهن بيايد و بعد هم معانى ديگر به ذهن انسان بيايد . اين كه ما مىگوييم : يك معنا سبقت مىگيرد ، يعنى همان يك معنا - از بين معانى مورد احتمال - در ذهن انسان جا مىگيرد . نه اين كه معانى ديگر ، پشت سر آن معنا به ذهن آيند .

جهت دوّم : مورد تبادر كجاست ؟

آيا تبادر ، فقط در جايى است كه شخص يك لفظ را استعمال كرده و ما ندانيم آيا اين لفظ در معناى حقيقى استعمال شده يا در معناى مجازى ؟ يا اين كه شامل موردى هم مىشود كه لفظى در معنايى استعمال شده و ما ندانيم آيا اين استعمال ، صحيح است يا باطل ؟ به نظر ما مورد تبادر ، منحصر به جايى نيست كه استعمال در كار باشد بلكه اگر استعمال هم در كار نباشد مىتوان از طريق تبادر ، معناى حقيقى لفظ را به دست آورد . مثلًا اگر انسان نداند معناى « ماء » در لغت عرب چيست ؟ به يك شخص عرب مىگويد : « جئنى بماءٍ » ، و با خود مىگويد : هرچه آورد ، معلوم مىشود همان چيز ، معناى ماء است . اين شخص ، لفظ را در چيزى استعمال نكرده كه امرش داير مدار بين حقيقت و مجاز يا صحّت و بطلان باشد بلكه تعبير « جئنى بماءٍ » را فقط براى اين آورده كه بداند متبادر از « ماء » در ذهن عرب‌ها چيست ؟ و اگر كسى از او سؤال كند : كلمهء « ماء » را در چه چيزى استعمال كرده‌اى ؟ او نمىداند كلمهء ماء چه معنايى دارد تا لفظ را در آن معنا استعمال كند و لو به صورت غلط ، چه رسد به استعمال مجازى . پس مورد استفادهء از تبادر ، يك دايرهء وسيعى دارد و حتى جايى كه استعمال مطرح نيست را هم شامل مىشود .