مربوط به دلالت تصوريه است . ما مىخواهيم ببينيم آيا ارادهء حقيقيه ، جزء معناى موضوع له است تا با شنيدن لفظ « زيد » ، اراده هم به ذهن ما بيايد يا نه ؟ ولى كلام عَلَمين مربوط به دلالت تصديقيه است . « 1 » بررسى كلام مرحوم آخوند حضرت امام خمينى « دامظلّه » و بزرگان ديگر ، كلام مرحوم آخوند را مورد اعتراض قرار داده و فرمودهاند : اگر كلام عَلَمين را بر دلالت تصديقيه حمل كنيم - آنگونه كه مرحوم آخوند مىفرمود - لازم مىآيد كه عَلَمين ، معناى روشن و بىنياز از بيان را مطرح كرده باشند . زيرا مرحوم آخوند ، دلالت در كلام عَلَمين را اينگونه معنا كرد كه اگر لفظ بخواهد دلالت كند بر اين كه معنا مراد متكلّم است و احراز كرديد كه متكلّم در مقام بيان مراد و ابراز مقصود است ، بايد ارادهاى در كار نباشد . و اين معنا توضيح واضحات است و نيازى به بيان ندارد ، زيرا در اين صورت ، كلام عَلَمين به اين معنا مىشود كه « دلالة اللفظ على أن يكون معناه مراداً للمتكلّم تابع لأن يكون مراداً للمتكلّم » . در حالى كه عَلَمين مىخواستهاند امر غير واضحى را بيان كنند . حضرت امام خمينى « دامظلّه » مىفرمايد : ما ناچاريم « دلالت » در كلام عَلَمين را به « دلالت تصوريه » معنا كنيم ، يعنى اراده ، در انتقال ذهن به معنا دخالت دارد . ولى دخالت داشتن اراده در انتقال ذهن به معنا ، غير از عنوان بحث است كه آيا اراده ، در معناى موضوع له دخالت دارد يا نه ؟ درحقيقت ، آن اشكالى كه به مقدّمهء اوّل آنان ( قائلين به دخالت داشتن اراده در معناى موضوع له ) وارد كرديم اينجا نيز وارد است . قائلين به دخالت اراده در معناى موضوع له ، در مقدّمهء اوّل خود از راه هدف وضع
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 466
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٦٦
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 23