بررسى نظريهء سكّاكى
كلام سكّاكى داراى دو اشكال است كه ما ناچاريم براى دفع اشكال ، كلام ايشان را توجيه كنيم اگرچه توجيه اوّل ، خلاف ظاهر است . اشكال اوّل : شما وقتى لفظ « اسد » را در « زيدِ شجاع » استعمال مىكنيد و يا حتّى « زيد » را ذكر نمىكنيد و مىگوييد « أسَدٌ عَلَىَّ و في الحروبِ نعامةٌ » ، كلمهء « اسد » اسم جنس است و براى معنايى كلّى وضع شده است كه بر تمام مصاديق اسد قابل انطباق است . در اين صورت ، اگر لفظ « اسد » را حتّى در مورد « اسد خاص » استعمال كنيم اين استعمال ، استعمال در غير ماوضعله خواهد بود زيرا اسد براى اسد خاص وضع نشده است . همانطور كه اگر « انسان » را در مورد « زيد » استعمال كنيم بهگونهاى كه لفظ « انسان » بر معناى خاص دلالت كند ، چنين استعمالى ، استعمال در غير ماوضعله خواهد بود ، زيرا « انسان » براى معناى كلّى وضع شده است . بههمينجهت گفتيم : حمل در قضيّه « زيدٌ إنسانٌ » با قضيّه « الإنسان حيوان ناطق » فرق مىكند ، چون « انسان » و « حيوان ناطق » داراى ماهيت واحدى هستند اگرچه از نظر مفهوم ، مغايرت داشته باشند ولى در « زيدٌ إنسانٌ » حملش حمل شايع صناعى است و در حمل شايع صناعى اتّحاد در ماهيت مطرح نيست بلكه اتّحاد در وجود مطرح است و « زيدٌ إنسانٌ » يعنى « زيدٌ مصداقٌ من مفهوم الإنسان » . بنابراين ، استعمال لفظ « انسان » ، در خصوص « زيد » ، استعمال در غير ماوضعله است ، زيرا « انسان » براى « زيد » وضع نشده است . وقتى كلّى با مصداق حقيقى خودش يك چنين حسابى داشته باشد ، استعمال « اسد » - كه بر معناى كلّى وضع شده است - در خصوص يك « رجل شجاع » - كه فرد ادّعايى است نه حقيقى - به طريق اولى داراى اشكال خواهد بود ، زيرا معناى « اسد » يك معناى كلّى است و خصوصيت و فرديّت در آن مطرح نيست . در حالى كه ظاهر كلام سكّاكى اين است كه « اسد » در « خصوص رجل شجاع »
استعمال مىشود و اگر ما ظاهر كلام سكّاكى را درنظر بگيريم ، بايد چنين استعمالى را استعمال در غير ماوضعله بدانيم و نمىتوانيم آن را حقيقت لغويه بناميم .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 416
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤١٦