ولى اين تصوير در مسألهء مورد بحث ما ( معانى حرفيه ) مطرح نيست زيرا - همان گونه كه مرحوم محقق اصفهانى فرمود - ما كه مىگوييم : « معانى حرفيه وجودات واقعيه دارند » نمىگوييم : « اينها مثل زيد و عَمرو و بكر داراى ماهيت هستند كه اين ماهيت گاهى در ذهن موجود مىشود و گاهى در خارج . بلكه در معانى حرفيه ، مسألهء عنوان و معنون مطرح است ، يعنى واضع وقتى مىخواسته كلمهء « مِنْ » را براى واقعيات « نسبت ابتدائيت » وضع كند . يك « نسبت ابتدائيت » را درنظر گرفته است . ولى اين « نسبت ابتدائيت » مثل « انسان » نيست زيرا اگر بخواهيد به حمل شايع ، حقيقت نسبت را از « نسبت ابتدائيت » سلب كنيد مانعى ندارد . يعنى شما مىتوانيد بگوييد :
« النسبة الابتدائية ليست بنسبة واقعيّة » . زيرا مفهوم نسبت ، فقط عنوان براى نسبتهاى خارجى است . شاهد اين مطلب اين است كه نسبتهاى خارجى ، متقوّم به
طرفين است و در تمام مراحل ، به طرفين نياز دارد ولى خود مفهوم نسبت ابتدائيت نيازى به طرفين ندارد و هنگام تصور نسبت ، چيزى به عنوان طرفين در ذهن انسان تصور نمىشود . پس مفهوم نسبت ابتدائيت ، حقيقتاً نسبت نيست زيرا خصوصيات نسبت - مثل تقوّم به طرفين - در آن وجود ندارد . بنابراين ما ناچاريم مسئله را از عام و خاص بيرون بياوريم و به صورت عنوان و معنون مطرح كنيم . مثل همان عنوان « المجتمعون في هذا المجلس » كه مرآت و آينهاى براى نشان دادن افرادى است كه در اين مجلس اجتماع كردهاند البته فقط به صورت عنوان نه به صورت اينكه بيانگر ماهيت افراد اجتماعكننده در مجلس باشد . واضع نيز در مقام وضع چارهاى جز اين نداشته كه يك چيزى را تصور كند و در اينجا عنوان « النسبة الابتدائية » را تصور كرده ولى لفظ « مِنْ » را براى معنونات اين عنوان وضع كرده است ، يعنى براى آن ابتداهاى واقعى كه در خارج تحقق پيدا مىكند ، نه براى خود « النسبة الابتدائية » . در نتيجه ، اين مسئله هرچند با مسألهء « وضع عام و موضوع له خاص » هم سنخ است ، ولى با آن تفاوت دارد و به صورت « عنوان و معنون » است . به اين بيان كه بگوييم : « در اينجا عنوان ، واحد است ولى معنونات ، متعدد است » .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٤١