تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
تأكيد ايجاد مىشود . حروف قسم نيز از اين قبيلند . يعنى با نفس حرف - به اعتبار اينكه واضع ، آن را براى قسم وضع كرده است - ايجاد قسم مىكنيم . در جملات « جاء زيدٌ من السفر » و « و اللَّه جاء زيدٌ من السفر » واقعيت يك چيز است و آن آمدن زيد از سفر است و اين واقعيت قابل تغيير نيست ، خواه همراه با قسم باشد يا بدون آن . ولى به لحاظ اينكه مخاطبْ منكر است و حرف شما را قبول نمىكند ، كلام خود را همراه با قسم ذكر مىكنيد . البته انگيزه‌هاى ديگرى نيز براى قسم وجود دارد . حروف ندا نيز از اين قبيلند يعنى اين حروف نيز از واقعيتى حكايت نمىكنند بلكه وضع شده‌اند تا با نفس حرف ، معناى ندا را ايجاد كنند . شما وقتى مىگوييد : « يا زيد » ، با لفظ « يا » از واقعيتى خبر نمىدهيد بلكه با اين لفظ ، ندا را ايجاد كرده و زيد را متّصف به « منادا بودن » مىكنيد . بنابراين در باب حروف دو دسته حرف داريم : حروف حاكيه و حروف ايجاديه .

تكميل بحث

در اينجا چند مطلب را بايد بررسى كنيم : مطلب اوّل : ممكن است كسى بگويد : شما كيفيت وضع را در حروف حاكيه - مثل : مِنْ ، في ، إلى و . . . - چگونه مىدانيد ؟ آيا همانند مشهور معتقديد در اين حروف ، وضع عام و موضوع له خاص است ؟ يا مانند مرحوم آخوند عقيده داريد وضع عام و موضوع له عام است ؟ و اگر حرف مشهور را پذيرفته‌ايد ، با اشكالاتى كه مرحوم آخوند بر كلام مشهور وارد كرد چه خواهيد كرد ؟ پاسخ : در تصوير مسألهء « وضع عام و موضوع له خاص » گفته‌اند : واضع در مقام وضع يك ماهيت كلّى - كه داراى مصاديق و افراد است - را تصور كرده و لفظ را براى مصاديق و افراد اين ماهيت وضع كرده است . و ما در مباحث مربوط به تصوير اقسام وضع ، استحالهء « وضع عام و موضوع له خاص » را ترجيح داديم .