تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥

نظريهء هفتم ( نظريهء مختار ما )

مثال معروفى كه در رابطه با حروف مطرح مىشود جملهء « سرتُ من البصرة إلى الكوفة » است اين مثال داراى دو خصوصيت است : يكى اين كه جملهء خبريه است و معمولًا در مثال براى معناى حرفى ، جملهء خبريه مطرح مىشود . و ديگر اين كه حروف به‌كاررفته در اين مثال از حروف متداول و معروف است و كثرت استعمال دارد . با بررسى اين جمله ، يك معناى كلّى در رابطه با حروفى كه در جملهء خبريه به كار برده مىشوند معلوم مىگردد بلكه تكليف اكثر حروف براى ما مشخص مىشود زيرا اكثر حروف با دو حرف « مِنْ » و « إلى » هم سنخ مىباشند .

تحقيق در مورد معانى حرفيه :

با قطع‌نظر از آنچه گفته شده است ، مىخواهيم مسألهء حروف را با مراجعه به وجدان مورد بحث قرار دهيم : در جملهء « سرتُ من البصرة إلى الكوفة » چند مرحله را بايد بررسى كنيم : 1 - بررسى واقعيت ، يعنى چيزى كه جملهء خبريه از آن حكايت مىكند . 2 - بررسى تصورات و صورت‌هايى كه با شنيدن اين جمله ، در ذهن سامع نقش مىبندد و از طريق آن صورت‌ها با واقعيت ارتباط پيدا مىكند . 3 - بررسى خود الفاظ ، كه متكلّم ، آنها را به عنوان ابزارى مورد استفاده قرار داده تا واقعيت را در اختيار سامع قرار دهد .

بررسى مراحل سه‌گانه :

مرحلهء اوّل ( مرحلهء واقعيت ) :

در جملهء « سرتُ من البصرة إلى الكوفة » با قطع‌نظر از استعمال ، واقعيت‌هايى وجود دارد كه جاى ترديد در آنها نيست . اين واقعيات عبارتند از : واقعيت سير ، بصره ، كوفه ، سيركننده . آنچه در اينجا مورد بحث است اين است كه آيا غير از چهار واقعيت فوق واقعيت‌هاى ديگرى به عنوان اينكه شروع حركت از بصره
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 335 | الشيخ فاضل اللنكراني