تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
« الجسم النامى في الدار » « الحيوان في الدار » ، « الإنسان في الدار » ، « الإنسان المتخصِّص بخصوصيّة الزيديّة في الدار » . اين مسئله از نظر منطقى روشن است زيرا زيد ، فرد انسان است و انسان ، نوع حيوان است و حيوان ، نوع جسم نامى است و جسم نامى ، نوع جسم است و جسم ، جنس الأجناس است . هريك از قضاياى مذكور ممكن است مورد علم ، جهل و شك واقع شود ، مثلًا ممكن است كسى نسبت به قضيّه « الجسم في الدار » جاهل بوده يا شك داشته باشد . و يا قضيّه « الجسم في الدار » براى كسى معلوم باشد ولى نسبت به قضيّه « الجسم النّامي في الدار » جاهل بوده يا شك داشته باشد . و نيز ممكن است كسى به قضيّه « الجسم النامي في الدار » علم داشته باشد ولى نسبت به قضيّهء « الحيوان في الدار » جاهل بوده يا شك داشته باشد ، زيرا احتمال مىدهد جسم نامى درخت باشد نه حيوان . و يا نسبت به قضيّه « الحيوان في الدار » يقين داشته باشد ولى نسبت به قضيّه « الإنسان في الدار » جاهل بوده يا شك داشته باشد ، زيرا احتمال مىدهد حيوان موجود در خانه بقر باشد نه انسان . و همچنين ممكن است نسبت به قضيّه « الإنسان في الدار » يقين داشته باشد ولى نسبت به مصاديق آن جاهل بوده يا شك داشته باشد . بنابراين پشت سر قضيّه « زيدٌ في الدار » پنج يا شش واقعيت ديگر در دار وجود دارد كه عبارتند از واقعيتِ وجود زيد ، واقعيت وجود انسان ، واقعيت وجود حيوان ، واقعيت وجود جسم نامى و واقعيت وجود جسم . و اين‌ها اگرچه به حسب وجود خارجى با يكديگر اتّحاد دارند يعنى همان‌طور كه وجود انسان عين وجود زيد است و وجود حيوان هم عين وجود زيد است ، وجود جسم نامى هم عين وجود زيد است و در وجود ، مغايرتى بين زيد و ساير موجودات مذكور نيست و مغايرت ، مربوط به واقعيت‌هاى آنهاست . دليل اين امر اين است كه هريك از وجودات مذكور ممكن است مورد علم يا جهل يا شك كسى واقع شود . و اين مراحل به حسب واقعيت آن‌قدر اختلاف دارند كه كه گاهى آثار عجيبى برآن مترتب مىشود ، مثلًا ممكن است رفيق شما بگويد : « امروز ميهمان داشتم » . در اينجا شما متوجّه مىشويد ميهمان در منزل رفيق شما بوده است . اين يك مرحله از واقعيت است و آثارى برآن مترتب است ، مثل