تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
هم اشاره كرديم كه بين وجود ذهنى و وجود خارجى ، تباين وجود دارد ، يعنى نمىشود تصور كرد موجود ذهنى - به وصف موجود ذهنى بودن - در خارج محقّق شود و يا موجود خارجى - به وصف موجود خارجى بودن - در ذهن تحقّق پيدا كند . احتمال اوّل : اگر نحويين بگويند : « مراد از جزئى ، خصوصيت خارجى است ، به اين معنا كه واضع ، كلّىِ ابتدا را تصور كرده و لفظ « مِنْ » را براى مصاديق خارجى و حقيقى ابتدا ، وضع كرده است . يعنى هرجا ابتدا بود و كلمهء « مِنْ » مىتوانست به كار رود همه از مصاديق خارجى ابتداست . اين وجودات و مصاديق خارجىِ ابتدا ، همه جا وجود دارند . وقتى شما از منزل به‌طرف درس حركت مىكنيد ، ابتداى اين حركت از منزل بوده و اين يك امر واقعى است نه اعتبارى . شروع درس از اوّل سال و يا شروع درس يك كتاب و ده‌ها مورد امثال اين‌ها - كه ما روزانه با آنها سروكار داريم - از مصاديق خارجى ابتدا بوده و داراى واقعيت مىباشند » . مرحوم آخوند مى فرمايد : اين معنا براى ما قابل قبول نيست ، زيرا كلمهء " من " - همان گونه كه در مقام اخبار به كار مى رود - در مقام امر مولا نيز به كار مى رود و چنين چيزى نمى تواند جزئى خارجى باشد ، چون مأمور به هميشه كلى است حتى قيودش . و جزئى خارجى قبل از وجودش اصلا جزئى نيست و بعد از وجودش هم نمى تواند مأموربه واقع شود . به همين جهت در " الضلاة واجبة " بحثى است كه " صلاتى كه موضوع براى وجوب واقع شده اگر صلاة موجود در خارج باشد ، نمى تواند متعلق وجوب قرار گيرد و چيزى كه حاصل است نمى تواند واجب شود " . و به تعبير
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 286 | الشيخ فاضل اللنكراني