بحث در جايى است كه فقط جزئى تصوّر شود و لفظ براى كلّى وضع شود . بنابراين به نظر مرحوم آخوند قسم سوّم ، ممكن و قسم چهارم ممتنع است . « 1 »
اشكال بر كلام مرحوم آخوند
امام خمينى « دام ظلّه » و ديگران بر مرحوم آخوند اشكال كرده و فرمودهاند : اگر بنا باشد در مورد وضعْ حيثيتِ موضوع له بهطور كامل متصوَّر باشد ، بايد گفت :
قسم سوّم ( وضع عام و موضوع له خاص ) نيز مانند قسم چهارم ( وضع خاص و موضوع له عام ) غيرممكن است و در اين جهت ، فرقى بين آن دو وجود ندارد و همان گونه كه فرد نمىتواند مرآت براى كلّى باشد ، كلّى هم نمىتواند مرآت براى فرد باشد . ما ملاحظه مىكنيم انسان داراى مفهومى كلّى است و عالم مفهوم قبل از عالم ماهيت و عالم وجود است و در عالم مفهوم ، انسان نمىتواند مرآت براى مصاديق خود باشد ، مفهوم نمىتواند از مصاديق و موجودات خارجى حكايت كند . مسئله بهقدرى دقيق است كه حتى در مورد حمل اوّلى ذاتى عدّهاى گفتهاند : مثال « الإنسان حيوان ناطق » براى حمل اوّلى ذاتى صحيح نيست و مثال صحيح آن « الإنسان بشر » است ، زيرا ملاك حمل اوّلى ذاتى عبارت از اتّحاد در عالم مفهوم است و بين « انسان » و « حيوان ناطق » اتّحاد مفهومى وجود ندارد بلكه از جهت حقيقت و ماهيت و وجود ، اتّحاد دارند . شاهد بر اين مدّعا اين است كه چهبسا شنيدن لفظ « انسان » موجب خطور « حيوان ناطق » به ذهن نمىشود . « انسان » و « حيوان ناطق » به دنبال اتّحاد ماهوى داراى اتّحاد وجودى مىباشند ولى اتّحاد مفهومى ندارند . حال اگر مفهوم ، اينگونه حساب مستقل دارد چگونه مىتوان آن را مرآت براى افراد قرار داد درحالىكه هريك از افراد داراى خصوصيات فردى هستند و اين خصوصيات فردى آنان از انسانيت بيرون است . و علاوه بر اين ، خصوصيات افراد با
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 10 - 13