مقام اوّل معناى اقسام چهارگانهء وضع
همان گونه كه در تعريف وضع گفته شد ، وضعْ عبارت از نوعى ملازمه و ارتباط بين لفظ و معنا يا نوعى اختصاص بين اين دو است ، بهگونهاى كه در باب وضع ، هريك از لفظ و معنا داراى اصالت مىباشند و واضع در هنگام وضع بايد هريك از لفظ و معنا را بهطور مستقل ملاحظه كند . لفظ و معنا در باب وضع ، مثل زوجين در باب نكاح و بايع و مشترى و ثمن و مثمن در باب بيع است ، همان گونه كه در باب بيع نمىتوان يك اعتبار ملكى يكطرفى محقق ساخت و يا در باب زوجيت نمىتوان اعتبار زوجيّت يكطرفى تحقّق داد بلكه بايد هر دو طرف مستقلًا ملاحظه شوند ، در باب وضع نيز واضع بايد هم لفظ و هم معنا را مستقلًا مورد تصوّر و لحاظ قرار دهد . در باب وضع اعلام شخصيّه ، اين معنا روشن است كه انسان گاهى بعد از فكر و مشورت يا مراجعه به قرآن ، اسمى را مشخص مىكند ، اين دليل بر اين است كه مقام وضع و نامگذارى يك طرفش مستقلًا به لفظ و طرف ديگرش مستقلًا به معنا ارتباط دارد . و تابع بودن لفظ براى معنا ، مربوط به مقام استعمال است نه مربوط به مقام وضع . واضع ، در مقام وضع ، براى لفظ ، اصالت قائل است ولى كسى كه بعد از وضع ، لفظ را در معنا استعمال مىكند ، لفظ را فانى در معنا و تابع معنا مىبيند و براى آن اصالتى - در مقابل معنا - قائل نيست . فرق بين واضع و مستعمِل مانند فرق بين سازندهء آينه و استفادهكنندهء آن مىباشد . كسى كه آينه را مىسازد براى آن استقلاليت قائل است و مستقلًا آن را ملاحظه مىكند ولى كسى كه از آينه استفاده مىكند براى آن جنبهء مرآتيت قائل است .
منشأ تقسيم وضع به اقسام چهارگانه
معنايى را كه واضع - در مقام وضع - تصوّر مىكند ، يا كلّى است و يا جزئى . و در