تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

هر صورت ، لفظ را يا بر همان معناى متصوَّر وضع مىكند و يا بر غير آن - از نظر كليت و جزئيت - وضع مىكند . در نتيجه چهار قسم حاصل مىشود : 1 - اگر معناى متصوَّر ، كلّى باشد و لفظ براى همان كلّى وضع شود ، اين را « وضع عام و موضوع له عام » مىگويند . 2 - اگر معناى متصوَّر ، جزئى باشد و لفظ براى همان جزئى وضع شود ، اين را « وضع خاص و موضوع له خاص » مىگويند . اين دو قسم روشن است و ترديدى در آنها نيست . « 1 » 3 - اگر معناى متصوَّر ، كلّى باشد و لفظ براى افراد و مصاديق آن كلّى وضع شود ، اين را « وضع عام و موضوع له خاص » مىگويند . 4 - اگر معناى متصوَّر ، جزئى باشد و لفظ براى كلّى آن وضع شود ، اين را « وضع خاص و موضوع له عام » مىگويند . همان گونه كه ملاحظه شد ، در وضعْ لفظ و معنا هر دو اصالت دارند ولى تقسيم فوق در رابطه با معناست و لفظ فقط به اعتبار « موضوع » مطرح است . به‌عبارت ديگر : در ارتباط با وضع سه عنوان مطرح است : لفظ ( / موضوع ) ، معنا ( / موضوع له ) ، وضع ( / متصوَّر ) .

مقام دوّم امكان و عدم امكان اقسام چهارگانه

در امكان دو قسم اوّل ، بحثى نيست ولى در ارتباط با امكان و عدم امكان دو قسم
هامش
( 1 ) - ظاهر اين است كه تصوّر معناى كلّى - در مقام وضع - نياز به ملاحظه جهات منطقى آن مثل جنس و فصل و . . . ندارد بلكه شناخت اجمالى آن كافى است و همين مقدار كه مثلًا بداند انسان در مقابل بقر و غنم و . . . است ، براى وضع كفايت مىكند . در اعلام شخصيّه نيز همين‌طور است ، پدر در مقام نام‌گذارى فرزند خود به تمام خصوصيات او توجّه ندارد اگرچه خصوصيات ، در تشخصات فردى او دخالت دارد ولى در وضع نقشى ندارد ، بلكه همين مقدار كه فرزند اوست براى او اسم‌گذارى مىكند .