تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
است نه بين « زيد » و « قائم » . و فرض ما اين است كه محمول در قضيهء حمليّه ، « قائم » است نه « قيام » . بنابراين ، « زيدٌ قائمٌ » به معناى « زيدٌ هو القائمُ » است ، البته بدون درنظر گرفتن معناى حصر ، و « زيدٌ هو القائم » يعنى بين « زيد » و « قائم » اتّحاد و هو هويت تحقّق دارد . هو هويت يعنى : « اين اوست و بين اين دو ، مغايرتى وجود ندارد » . اتّحاد و هو هويت بر دو قسم است : حقيقى و اعتبارى . هو هويت حقيقى : در قضاياى حمليّه كه واقعيتى را حكايت مىكنيد ، هو هويتى كه ملاك حمل است ، هو هويت حقيقى و واقعى است . به‌همين‌جهت بعد از گفتن « زيدٌ قائمٌ » اگر ديدند زيد در خارج ايستاده است و هو هويت واقعيه بين زيد و قائم تحقّق دارد ، قضيّهء حمليّه را « صادقه » مىگويند . و اگر ديدند بين زيد و قائم ، هو هويت تحقّق ندارد ، قضيّهء حمليّه را « كاذبه » مىگويند . بنابراين ، چون در قضاياى حمليّه ، معناى قضيّهء خبريه ، اخبار از واقعيت و اخبار از يك جهت واقعى است ، هوهويتى كه در آنجا ملاك حمل است « هو هويت حقيقى » است . هو هويت اعتبارى و جعلى : اين در صورتى است كه بين موضوع و محمول به حسب واقع ، اتّحادى وجود نداشته باشد بلكه معتبِر ، آن را ايجاد مىكند ، مثل اتّحادى كه بين لفظ و معنا - به عقيدهء اين جماعت - وجود دارد . زيرا لفظ و معنا از دو مقوله‌اند ، معنا گاهى از مقولهء « جوهر » ، و لفظ - به‌عنوان اينكه صوت و كيفيت است - از مقولهء « عرض » مىباشد و اتّحاد حقيقى بين مقولهء جوهرى با مقولهء عرضى معنا ندارد . و اينكه « عرض » در وجود خارجى نياز به « موضوع » و « جوهر » دارد ، به اين معنا نيست كه بين « عرض » و « جوهر » هو هويت و اتّحاد حقيقى وجود دارد . بنابراين ، هو هويت و اتّحاد واقعى بين لفظ و معنا معقول نيست بلكه اتّحاد بين آن دو ، اعتبارى است . امور اعتبارى هم بين عقلاء وجود دارد و هم در شرع . « 1 »
هامش
( 1 ) - در امور اعتباريه ، گاهى بين عقلاء و شرع ، اختلاف وجود دارد مثلًا عقلاء بين زن و مردى زوجيت را اعتبار مىكنند ولى شارع به ملاحظهء شرايطى كه در نظر مىگيرد ، زوجيت را اعتبار نمىكند . و نيز عقلاء در مورد خمر اعتبار ملكيت مىكنند ولى شارع مقدّس ملكيت را اعتبار نمىكند .