تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
مصدرى - يعنى إيجاد الملازمة - است . اشكال سوّم : در باب ملازمات ، نمىتوان تصوّر كرد كه ملازمه‌اى حدوثاً سابقهء عدم ، و بقاءً واقعيت داشته باشد . به عبارت ديگر : با توجّه به اين كه عمل واضع در مقام حدوث ، امرى اعتبارى است ، نمىتوان تصوّر كرد چنين چيزى در مقام بقاء ، عنوان واقعيت پيدا كند . بلكه يا حدوثاً و بقاءً واقعيت دارد و يا به‌طور كلّى اعتبارى است . مثلًا ملازمهء بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه ، داراى واقعيت است ، زيرا عقل حكم به اين ملازمه مىكند و سابقهء عدم ندارد و ازلى است . ولى زوجيت ، امرى اعتبارى و لحظه‌به‌لحظه است . شارع هر لحظه اعتبار زوجيت مىكند بين زن و مرد . بنابراين ، اگر مسألهء وضع ، امرى اعتبارى است ، حدوثاً و بقاءً اعتبارى است و اگر واقعيت دارد ، اوّلًا : واقعيتْ ازلى است و ثانياً : به اعتبار نمىتوان واقعيتى را درست كرد . در نتيجه كلام بعض الأعاظم رحمه الله قابل قبول نيست .

3 - نظريهء صاحب منتهى الاصول و جماعتى از اصوليين

صاحب منتهى الاصول « 1 » و جماعتى از اصوليين وضع را اين‌گونه تعريف كرده‌اند : ماهيت وضع عبارت از ايجاد هو هويت و اتّحاد اعتبارى بين لفظ و معناست . توضيح : معناى « هو هويت » همان چيزى است كه در قضاياى حمليّه به عنوان ملاك حمل مىباشد ، زيرا در قضاياى حمليّهء متداول - مثل « زيدٌ قائمٌ » - آنچه ملاك براى حمل است همين اتّحاد بين موضوع و محمول است . و به عبارت ديگر : بين موضوع و محمول ، هو هويت تحقّق دارد و نسبتى بين « زيد » و « قائم » وجود ندارد . « 2 » زيرا « قائم » همان « زيد » است و اگر نسبتى وجود داشته باشد ، بين « زيد » و « قيام »

هامش
( 1 ) - صاحب منتهى الاصول ، مرحوم سيد حسن بجنوردى از شاگردان محقق عراقى رحمه الله و محقق نائينى رحمه الله است .
( 2 ) - در بحث‌هاى آينده خواهيم گفت : قضيهء حمليّه گاهى به‌صورت « زيدٌ قائمٌ » و گاهى به‌صورت « زيدٌ له القيام » است و در قضيّهء حمليّه نوع اوّل ، نسبت وجود ندارد .