مىكند . و به اين معنا ، تقسيم وضع به تعيينى و تعيّنى صحيح است . توضيح : وضع تعيينى : يعنى واضع به اختيار و انتخاب خود لفظى را براى معنايى وضع كند ، مثل اينكه پدرى براى فرزند خود نامى را انتخاب مىكند . وضع تعيّنى : در صورتى است كه لفظى در معناى مجازى كثرت استعمال داشته باشد بهگونهاى كه دلالت بر معناى مجازى نياز به قرينهء صارفه نداشته باشد و خود لفظ - بدون قرينه - بر معناى مجازى دلالت كند . مرحوم آخوند مىخواهد بفرمايد : ماهيت و حقيقت وضع بر دو قسم است ، مثل اينكه گفته مىشود : الإنسان إمّا كاتب و إمّا غير كاتب ، كه معناى آن اين است كه كاتب و غير كاتب در ماهيت انسانيت مشتركند ، يعنى ماهيت و واقعيت انسان دو قسم دارد .
بنابراين ، وضع تعيّنى هرچند واضع ندارد ولى با وضع تعيينى در ماهيت و حقيقت وضع مشترك است بههمينجهت ما ناچاريم وضع را بهگونهاى تعريف كنيم كه هر دو قسم وضع را شامل شود ، پس مىگوييم : وضع يك نوع اختصاص و ارتباط لفظ به معناست كه اين اختصاص گاهى در اثر تعيين واضع و گاهى در اثر كثرت استعمال - به صورت وضع تعيّنى - تحقّق پيدا مىكند . پس جملهء « و بهذا المعنى صحّ تقسيمه . . . » در عبارت مرحوم آخوند علاوه بر اينكه معناى مطابقى خود را افاده مىكند ، بهمنزلهء تعليلى براى تعريف ايشان نيز مىباشد ، يعنى علت اينكه ما وضع را اينگونه تعريف كرديم مسألهء تقسيم وضع به دو قسم تعيينى و تعيّنى است .
اشكالات كلام مرحوم آخوند
بر كلام مرحوم آخوند دو اشكال مهم وارد است : اشكال اوّل : ما كارى به تقسيم نداريم . شما در تعريف وضع - و بيان حقيقت و ماهيتِ آن - مىگوييد : « الوضع هو نحو اختصاص اللفظ بالمعنى » . « نحو » در اينجا به معناى « نوع » است يعنى « وضع يك نوع ارتباط لفظ به معناست » . اين تعريف داراى