جزئى . سپس وقتى روزهاى ديگر و نسبت به آبهاى ديگر لفظ « ماء » را اطلاق مىكند ، معلوم مىشود كه لفظ « ماء » براى مفهوم كلّى وضع شده است و انطباق بر موارد به عنوان فرديّت است . نتيجهء بحث در مورد واضع از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه واضع ، بشر است ، آنهم نه يك بشر ، بلكه افراد و گروههاى زيادى در مسألهء وضع دخالت دارند و هر گروهى براى خود زبان خاصى را بهوجود آوردند و مسألهء تعصّب ، نقش زيادى در تكثّر لغات داشته است ، كه نمىخواستند با زبان گروههاى ديگر صحبت كنند .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢١٠