نكرده است ؟ اين سؤال در مقابل كسانى كه معتقدند واضع خداوند است و توسط يكى از انبياء به بشر ابلاغ كرده است ، به نحو قوىترى مطرح است . اشكال دوّم : اگر بنا باشد ، خداوند ، مسئله وضع را به انسانها الهام كرده باشد جاى اين سؤال است كه آيا به همهء انسانها - تا روز قيامت - الهام كرده يا به عدّهء خاصى در ابتداى خلقت الهام كرده است ؟ ظاهر كلام محقّق نائينى رحمه الله اين است كه خداوند مسئله وضع را به همهء افراد انسان - از ابتداى خلقت تا روز قيامت - الهام كرده است ، در اين صورت نبايد كسى جاهل به لغات باشد ، بلكه تمام افراد بشر بايد بهصورت فطرى عالم به لغات باشند و علماى لغت نبايد بر ديگران امتياز داشته باشند . درحالىكه اينگونه نيست . و اگر مرحوم نائينى بگويد : مسألهء وضع ، به بشر ابتدائى الهام شده و بقيهء افراد بشر
بايد تعلّم كنند - در كلام مرحوم نائينى اشاره به اين مطلب نيست ولى برفرض كه ايشان بخواهد چنين چيزى بفرمايد - مىگوييم : اگر در عالم يك لغت داشتيم ، مىتوانستيم فرض كنيم كه مسألهء وضع به بشر ابتدائى الهام شده و ديگران در طول تاريخ از راه تعلّم ، آن را فرا گرفتهاند . ولى با توجّه به اينكه در عالَم ، لغات متعددى وجود دارد چگونه مىتوان چنين چيزى را پذيرفت ؟ آيا مىتوان قبول كرد كه خداوند تمام لغات موجود در عالم را به بشر ابتدائى الهام كرد ؟ اشكال سوّم : ما مىدانيم كه لغات ، متكثّر و متعدّد است و بر اساس كلام مرحوم نائينى بايد وضع در مورد اين لغاتِ متعدّد را به خداوند نسبت دهيم درحالىكه نسبت دادن همهء اين لغات به خداوند مشكل است . توضيح : در رابطه با لغاتِ متعدد يا بايد بگوييم : « هر لغتى توسط يك پيامبر در اختيار مردم قرار داده شده است » ، يا بگوييم : هريك از لغات ، به دستهاى از انسانهاى ابتدائى الهام شده است . لغت عربى به يك دسته ، لغت فارسى به يك دسته و . . . و يا بگوييم : هريك از لغات ، به صورت فطرى در نهاد دستهاى از افراد بشر قرار داده شده است . و يا تبعيض قائل شويم - اگرچه اين مطلب در كلام مرحوم نائينى نيست - و
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٠٧