بررسى كلام امام خمينى « دام ظلّه »
تعريف ايشان بهترين و محكمترين تعاريف براى علم اصول است ولى درعينحال ، دو اشكال نسبت به آن مطرح است : اشكال اوّل : « قاعدهء حلّيت » و « قاعدهء طهارت » بدون شك از مسائل علم اصول مىباشند ولى داراى جنبهء استقلالى مىباشند و تعريف شامل آنها نمىشود . در اينجا ، براى روشن شدن مطلب ، بين استصحاب و قاعدهء حلّيت و قاعده طهارت - كه هر سه از اصول عمليّهاند « 2 » - مقايسهاى انجام مىدهيم : در « لا تنقض اليقين بالشك » - كه دليل استصحاب است - آنچه در ابتداى امر به ذهن مىرسد اين است كه دليل داراى استقلال بوده و يكى از احكام كلّى الهى است و همان گونه كه وجوب جمعه ، حكم كلّى الهى است و از راه روايات ثابت مىشود ، « لا تنقض اليقين بالشك » نيز بايد از راه روايات ثابت شود . ولى واقعيت امر اين است كه اگرچه « لا تنقض اليقين بالشك » حكم كلّى الهى است ولى جنبهء « آليت » دارد ، زيرا مسألهء « لا تنقض اليقين بالشك » مثل مسألهء جعل حجّيت براى خبر واحد است . حجّيت ، حكم كلّى الهى است كه شارع براى خبر واحد