تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
3 - أن تقع كبرى ذكر كلمهء « كبرى » براى اخراج قواعد علوم ديگر است كه در طريق استنباط احكام الهى دخالت دارند ولى كبرى واقع نمىشوند ، مثل قواعد علم رجال و درايه و لغت و . . . كه هرچند براى استنباط احكام الهى جنبهء « آليت » دارند ولى در قياس استنباط احكام الهى به عنوان كبرى واقع نمىشوند بلكه نياز به انضمام كبراى اصولى دارند ، مثلًا در علم رجال مىخوانيم : « زرارة ثقةٌ » و با انضمام كبراىِ اصولى « قول الثقة حجةٌ » نتيجه مىگيريم : « قولُ زرارة حجّة » . 4 - استنتاج الأحكام الكلّية الفرعية الإلهيّة اين عبارت اشاره به يكى از دو نتيجه‌اى است كه ايشان مطرح كرده است . مىفرمايد : اين كه قيد « العمليّة » را دنبال « الأحكام » نياورديم براى اين است كه تعريف ، احكام وضعيه را نيز شامل شود ، زيرا احكام وضعيه - مثل طهارت و نجاست - به‌طور مستقيم به عنوان حكم عملى نيستند . مثلًا در مورد « الدّم نجس » - كه يك حكم مستقل و وضعى الهى كلّى فرعى است - حكم نجاست ، روى موضوع دم رفته و عنوان عملى در نفس اين حكم وجود ندارد . بلى در مورد « كلّ نجس يجب الاجتناب عنه » عنوان عملى مطرح است ولى اين حكم ديگرى است . 5 - أو الوظيفة العمليّة اين عبارت اشاره به دومين نتيجه‌اى است كه امام خمينى « دام ظلّه » مطرح كرده است . ايشان فرموده است : علّت اينكه « الوظيفة العمليّة » را جداگانه ذكر كرديم اين است كه در قواعد اصولى گاهى استنتاجِ حكم مطرح نيست بلكه تنها وظيفهء مكلّف را در مقام عمل مشخص مىكند ، مانند ظنّ انسدادى بنا بر حكومت . و اين همان نكته‌اى است كه موجب شد مرحوم آخوند بفرمايد : « أو التي ينتهى إليها في مقام العمل » . توجّه : امام خمينى « دام ظلّه » در آخر كلامشان مىفرمايد :