واقع معذوريم . معلوم است كه ما در اينجا چيزى در ارتباط با نماز جمعه استنباط نكردهايم . به ذهن كسى نرود كه ما ظنّ به وجوب نماز جمعه پيدا مىكنيم و اين خود ، استنباط است ، زيرا ما اگرچه استنباط را شامل « ظنّ » نيز مىدانيم ولى اينگونه نيست كه خبر زراره همواره براى ما ظنّآور باشد بلكه گاهى از قول زراره « ظنّ » هم پيدا نمىشود ولى در عين حال ، قول زراره شرعاً حجّت است و حجّيت ، دائر مدار حصول ظنّ نيست . اشكال سوّم : ما در مقام تعريف علم اصول مىباشيم و مىخواهيم ضابطهاى براى مسائل اصولى مشخص كنيم ، بههمينجهت در تعريف علم اصول ، كارى به
كلمهء « علم » نداريم بلكه كلمهء « قواعد » را مىآوريم و مىگوييم : علم اصول عبارت از قواعدى است كه . . . . و به عبارت ديگر : در تعريف علم اصول ، ضابطه و ملاك قواعد اصوليه مشخص مىشود . ولى ايشان در تعريف خود فرموده است : « من دون حاجة إلى ضمّ كبرى أُصولية إليها » درحالىكه تعريف علم اصول در حقيقت براى بيان معيار و ضابطهاى براى همين كبراى اصوليه است . بنابراين ، تعريف ايشان مستلزم دور است ، زيرا علم ما به كبراى اصوليه متوقّف بر علم به تعريف علم اصول است و از طرفى علم به تعريف علم اصول ، متوقّف بر علم به كبراى اصوليه است . اين اشكال ، مهمترين اشكالى است كه به تعريف آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » وارد است . در نتيجه ، تعريف ايشان نيز تعريف كاملى نيست .
6 - تعريف امام خمينى « دام ظلّه » از علم اصول
امام خمينى « دام ظلّه » در تعريف علم اصول فرموده است : علم الاصول هو القواعد الآلية التي يمكن أن تقع كبرى « 1 » استنتاج الأحكام الكلّية الفرعيّة الإلهيّة أو الوظيفة العمليّة . « 2 »
هامش
( 1 ) - در تهذيب الاصول « في كبرى » نوشته است كه ذكر كلمهء « فى » صحيح نيست .
( 2 ) - مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 51 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 11 .