تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩

مىفرمايد : ما ملاحظه مىكنيم كه موضوع فلسفه را « وجود » يا « موجود بما هو موجود » قرار داده‌اند ، درحالىكه وقتى با مسائل فلسفه برخورد مىكنيم ، مىبينيم عنوان « موجود » جنبهء محمولى دارد نه موضوعى . از اينجا مىفهميم كه اگرچه ظاهر قضيهء فلسفى ، « الجسم موجود » است ولى باطنش « الموجود جسم » مىباشد . در علم اصول نيز اين‌چنين است . « 1 » در نتيجه ، مرحوم بروجردى و حضرت امام خمينى « دام ظلّه » موضوع علم اصول را عنوان « الحجّة في الفقه » مىدانند ولى تقريب استدلال آنان با يكديگر تفاوت دارد . بررسى كلام آيت‌اللَّه بروجردى رحمه الله و امام خمينى « دام ظلّه » به مرحوم بروجردى عرض مىكنيم : ما جامع بين محمولات را نمىپذيريم بلكه جامع بين موضوعات را مىخواهيم . و نسبت به كلام امام خمينى « دام ظلّه » مىگوييم : ما هيچ انگيزه‌اى نداريم كه مسألهء اصولى را قلب كرده و مثلًا به جاى « خبر الواحد حجّة » بگوييم : « الحجّة خبر الواحد » ، بلكه با باقى ماندن مسئله بر اصل خود مىتوانيم عنوان « الحجّة في الفقه » را به عنوان موضوع علم اصول بپذيريم . براى بيان مطلب ابتدا به ذكر مقدّمه‌اى مىپردازيم : معناى قضيهء « زيدٌ انسانٌ » اين است كه « زيد ، واحدى از طبيعت انسان است » ، زيرا تنوين تنكير در « انسانٌ » موجب مىشود كه « انسان » در اين قضيّه از « طبيعت انسان » جدا شود . در اين صورت اگر « انسان » مصداق طبيعت انسان قرار گيرد معنايش اين نيست كه زيد ، ديگر مصداق طبيعت انسان نيست . هم « زيد » مصداق طبيعت انسان است و هم « انسانٌ » مصداق طبيعت انسان است ، بلكه « زيد » در مصداقيت قوىتر از

هامش
( 1 ) - اين مطلب را امام خمينى « دام ظلّه » در درس خود بيان فرموده است و در تهذيب الاصول مطرح نشده است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 149 | الشيخ فاضل اللنكراني