تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
و غروب است حضرت پيغمبر آن را اصل قرار داد و اوقات ديگر را در مدينه و بلاد ديگر بر اين اصل متفرع فرمود و براى همه يك حكم فرمود كه چون فيئى يعنى سايه بقامت شاخص شود آخر وقت ظهر است در همه جا و همه وقت . و آخر وقت عصر را وقتى معين فرمود كه سايه دو برابر شاخص شود و آن وقتى است كه ارتفاع خورشيد از افق قريب بيست و شش درجه است ، پس مقدار ارتفاع خورشيد را نصف كرد و نصف آن را وقت فضيلت ظهر قرار داد و نصف باقى را هم تقريبا نصف كرد و آن را وقت فضيلت عصر قرار داد . و رسم اهل حساب است كه خالص و كامل هر چيز را اصل و مبدأ قرار مىدهند مثلا در اندازه گرفتن نور ، نور ماه را واحد قرار دادند در شب چهاردهم كه ثابت است نه شبهاى ديگر ، و براى واحد وزن آب خالص مقطر اختيار كردند ، حضرت پيغمبر هم بلندترين روزها را در شهرى كه خورشيد اول ظهر بغايت ارتفاع مىرسد يعنى نود ( 90 ) درجه مبدأ قرارداد و روزهاى ديگر و شهرهاى ديگر ضابطه ندارد ، و از اينها دانسته شد كه اگر در بلاد ما هم ديوارى به سمت نصف النهار بسازند سايه در اول ظهر از آن معدوم مىشود در همه فصول . ولى اگر شاخص به صفت مذكور نباشد مثلا مخروطى منتصب بر سطح زمين باشد در اين صورت هر چند در هنگام رسيدن شمس بدائره نصف النهار شاخص هم در سطح آن دائره است و ليكن انعدام ظل آن فقط اختصاص دارد به آفاقى كه شمس در وقت وصول به دائره نصف - النهار به سمت رأس آنها برسد و گرنه هيچگاه و در هيچ افقى ، ظل شاخص مخروط در هنگام وصول شمس به دائره نصف النهار منعدم نمىشود بلكه به غايت قصر منتهى مىگردد و دوباره به تزايد مىگرايد لذا اين ظل بعد از نقص رافيىء مىنامند كه به معنى رجوع است .