شمس به اين دائره رسيد نه صفحه جانب غربى آن تخته فلز را ظل بود و نه صفحه جانب شرقى آن را ، بلكه خط ظلى از او بر نفس خط زوال اعنى خط نصف النهار منطبق است يعنى ظل شاخص كه همان تخته فلز است بر روى خط زوال قرار مىگيرد . و چون شمس از دائره نصف النهار زايل گردد يعنى مايل گردد صفحه جانب شرقى آن سايه افكند پس هنگام انعدام ظل از صفحه غربى شاخصى آنچنان ، اول ظهر حقيقى بود و اگر بر آن خط ديوارى بنا كنند حكم دو صفحه شرقى و غربى ديوار مانند همان دو صفحه شاخص نامبرده است كه در اين عمل خود ديوار شاخص خواهد بود .
بناى ديوار مسجد پيغمبر بدستور آنحضرت بود كه ديوار طرف غرب را درست محاذى دائره نصف النهار بنيان نهاد و بلندى ديوار را به اندازه قامت انسان مقرر داشت و به بيانى كه گفتهايم هر ديوار كه چنين باشد يعنى بر خط زوال كه در سطح دائره نصف النهار است بنا نهاده شود در همه فصول سال چون ظل صفحه جانب غربى آن به طرف جانب شرقى آن برگردد و ان شئت قلت در آن هنگام كه هيچيك از دو جانب غربى و شرقى آن را ظل نبود ، علامت فرا رسيدن ظهر در آنوقت است ؛ و امروز هم در رصدخانههاى فرنگستان مانند گرنويچ و پاريس ديوارى به آن طرز مىسازند و گويند بهترين وسيله تعيين ظهر حقيقى آنست پس تعيين ظهر در مسجد پيغمبر بهترين طريقه بود كه امروز علماى اروپا به كار مىبرند .
و آخر وقت ظهر را وقتى مقرر داشت كه سايهء برگشته برابر ارتفاع ديوار شود و در اين وقت ارتفاع خورشيد از افق چهل و پنج درجه است و در اول تابستان در شهر مدينه آفتاب در نصف النهار فوق الرأس و ارتفاع آن نود ( 90 ) درجه است . اين وقت كه آخرين وقت فضيلت ظهر است درست وسط حقيقى ميان ظهر
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٩٤