تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
بوده از غايت فتوت خويش * خالى از حول خويش و قوت خويش
قدرت و فعل حق از او زده سر * كنده بى خويشتن در خيبر
خود چه خيبر كه چنبر گردون * پيش آن دست و پنجه بود زبون
اين چند حديث را از غرر و درر آمدى ياد شده نقل مىكنيم : يا - اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه . ( بزرگترين نادانى ، نادانى انسان در كار نفس خودش است ) . يب - اعظم الحكمة معرفة الانسان نفسه و وقوفه عند قدره ( بزرگترين دانش خودشناسى است و وقوف انسان نزد قدر و اندازه‌اش ) . يج - افضل العقل معرفة المرأ بنفسه - معرفة الانسان نفسه ، نسخة - فمن عرف نفسه عقل و من جهلها ضل . ( برترين خرد شناسايى آدمى به نفس خود است پس هر كه خود را شناخت با خرد است و آنكه خود را نشناخت گمراه است ) . يد - افضل المعرفة معرفة الانسان نفسه . يه - اكثر الناس معرفة لنفسه أخوفهم لربه . يو - العارف من عرف نفسه فأعتقها و نزهها عن كل ما يبعدها ( عارف كسى است كه نفس خود را شناخت و آن را آزاد كرد و از هر چه كه دورش مىكند پاك گردانيد ) . يز - الكيس من عرف نفسه و أخلص أعماله ( زيرك كسى است كه خود را شناخت و كارهايش را خالص گردانيد ) . يح - المعرفة بالنفس انفع المعرفتين ( معرفت نفس نافعترين دو معرفت است - معرفت آفاق و معرفت انفس ، سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم - ) .