زيد است و يا غير زيد ، پس تأمل كن كه بحث از امكان چگونه است ؟
امكان بجز سمر چه ثمر دادت اى حكيم * در بين ايس و ليس چه ربط و چه آيت است .
بعضى از مشاهير ارباب شهود در بيان اين كه بحث از امكان براى سرگرمى است فرمايد : اعلم انه لا وجود و لا موجود سواه ، و كل ما يطلق عليه اسم السوى فهو من شئوناته الذاتية و اطلاق السوى عليه من الجهل و الغى لانغمارهم فى الاعتبارات و الامور الاعتبارية و غفلتهم عن الحقيقة و اطواره .
نكته 981
موجودات كتاب خدا است ، و صنعت او را بايد خواند براى فهم قدرتش . مال - يعنى انعام - مزرعه را مىبيند و جز علف خوردن نمىفهمد ، و طفل از آن جمال گل مىفهمد ، و دهقان فوائد حاصله ، و حكيم ، خواص و آثار و تشكيل بدن و فوائد برگ و شاخ ؛ همچنين مردم در قرآن . قرآن گاهى مضل مىشود چون هر كس در چيزى نگاه مىكند از يك نظر : مادر در دختر خود از يك نظر نگاه مىكند ، پدر از يك نظر ، اولاد از يك نظر ، شوهر از يك نظر ، خاطب قديمى از يك نظر . عارف رومى در اوائل دفتر اول مثنوى گويد :
گفت ليلى را خليفه كان تويى * كز تو مجنون شد پريشان و غوى
از دگر خوبان تو افزون نيستى * گفت خامش چون تو مجنون نيستى
آرى ، كلاغ سياه به بچهاش مىگويد : قربان ساق بلورينت شوم . و خارپشت دست بر پشت بچهاش ميكشد و مىگويد :
چقدر نرم است ، حرير است ؟ !
در طبيعت نگاه مىكنند : طبيب از يك نظر ، حكيم الهى از يك نظر . در قرآنست
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ