تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
يمكن أن يكون اليهودى أو بناته على ما روى اجتهد وافى ذلك فلم يقدروا عليه و اطلع الله نبيه صلى الله عليه و آله على ما فعلوه من التمويه حتى استخرج ، و كان ذلك دلالة على صدقه صلى الله عليه و آله ، و كيف يجوز أن يكون المرض من فعلهم و لو قدروا على ذلك لقتلوه و قتلوا كثيرا من المؤمنين مع شدة عدواتهم لهم . اين كلام طبرسى در رد بافته‌هاى بالا در كمال اتقان است و دأب عوام و قصاصان و نظائر آنان در نقل واقعه‌اى شگفت اين است كه براى خوش آيند ديگران چيزهايى ببافند و بر آن بيفزايند و اين كمترين كسى را شناسد كه مجموعه‌اى بنام « الرسالة العنبرية فى الصادرات المنبرية » نوشته است كه آنچه ملفقات رطب و يابس را از عوام اهل منبر شنيده است در آن گرد آورده است و چندين برابر حديث كلثوم ننه آقا جمال است كه چه افتراهايى به دين مبين الهى زده‌اند . چنان كه مرحوم طبرسى فرموده است ممكن است آن خانواده يهود سحر كرده باشند اما سحر با پيغمبر چنان كرده است كه او درخت را به شكل شتر مىديد و هر چيز را خلاف و غير آن مىپنداشت و حتى نور از چشم او گرفته شد كه دست به ديوار مىكشيد و راه مىرفت و از اين قبيل چيزهاى ديگر كه در تفاسير آورده‌اند آنها را بايد در رساله عنبريه درج كرد ، هيچگاه بر انسانى كه عقل كل است و منتجب و مختار و مصطفى حق سبحانه و مظهر اتم و اكمل اوست و باذن وى قادر بر تصرف در ماده كائنات است و خاتم انبياء و مرسلين است سحر و اصابت عين و اين گونه امور كارگر نيست كه اگر اين امور را به پشه‌اى ناتوان و وجود خاتم را به تندباد صرصر تشبيه كنيم باز حق مطلب را اداء نكرده‌ايم .

نكته 929

از مناظرات علامه حلى با سيد موصلى كه پرسيد چرا صلوات بر آل محمد ميفرستيد ؟ فرمود : الذين اذا اصابتهم مصيبة