تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
از خواجه نصير الدين طوسى بايد برجندى را نام برد . آن جناب شرحى بر تمام مجسطى بتحرير خواجه دارد كه نسخه‌اى كامل از آن در تملك مرحوم استاد علامه طباطبائى صاحب تفسير الميزان بوده است ، و شرحى بر زيج الغ بيك كه بسيار محققانه است تصنيف فرموده است كه چند نسخه از آن در تملك راقم است ، و نيز شرحى بر بيست باب در اسطرلاب تأليف خواجه دارد كه حقير يكدوره آن را بدوا براى خود استنساخ كرده است و پس از آن به ابتياع نسخه‌هايى عتيق و نفيس از آن را توفيق يافته است . و از جمله مصنفات او شرح تذكره خواجه در هيأت است كه به حمد الله تعالى از آن نيز چند نسخه‌اى در تصرف داريم . و نيز شرحى بر اصول اقليدس بتحرير خواجه دارد و نيز رسائل و تعليقات و مؤلفات ديگر دارد كه هر يك دال بر تضلع و تمهر و تبحر او در شعب علوم رياضى است . و اين كمترين را بر شرح زيج ياد شده وى تعليقات و حواشى است و در آن بسيار كار كرده است و زحمت كشيده است . در شرح اول باب اول زيج الغ بيك در معرفت تاريخ هجرى فرمايد : بدانكه عرب را تواريخ مختلفه بوده است پيش از اسلام ، چون تاريخ بناى كعبه و تاريخ رياست عمرو بن ربيعه كه وضع عبادت اصنام در عرب از پيش او بوده و تا عام الفيل اين تاريخ مستعمل بوده و بعد از آن تاريخ عام الفيل . و هر قومى از عرب كه ايشان را واقعه عظيم دست داده در سال ، آن را تاريخ خود ساخته‌اند . و در زمان حضرت رسالت صلى الله عليه و آله و سلم تاريخ عادت نبود ليكن بعد از هجرت هر سالى را نامى نهاده بودند : اول سنة الاذن يعنى دستور هجرت ، دوم سنة الامر يعنى فرمودن بقتال ، سيوم سنة التمحيص يعنى آزمودن چنانچه در قرآن مجيد به او اشارت است كه ليمحص الله الذين آمنوا ، چهارم