ثانى فارابى براى تكامل برزخى نفوس در نحوه تعلق آنها به ماده نظر دادهاند . تا از اين راه ، استكمال تحقق يابد و اين نظر را ديگران دامن زدهاند تا سخن از تناسخ پيش آمده است سپس ارباب تحقيق چون عارف قيصرى و مولى صدرا تناسخ را در زبر فيلسوفان بزرگ الهى مشاهده كردهاند و آنان را بسيار بزرگتر از تفوه به اين گونه اراجيف مىدانند تناسخ را به ملكى و ملكوتى تصوير فرمودهاند كه آنان قائل به تناسخ ملكوتى بودهاند . در تعليقات بر اسفار و در رساله عرفان و حكمت متعاليه نيز اشاراتى بدين حدس ثاقب و رأى صائب داريم .
نكته 850
ملك الشعراى بهار در صفحهى مقدمه رساله نفس ارسطوطاليس ترجمه بابا افضل كاشى مطبوع در سنه 1316 ه ش گويد : بعد از مرگ بوعلى سينا بازار فلسفه در ايران روى به كسادى نهاده است و بزرگانى مانند حكيم عمر خيام و شيخ شهاب و بابا افضل و قطب الدين شيرازى و غيرهم نتوانستهاند آن بازار را با رونق پيشين آورند و ميتوان گفت اگر چراغ نورانى صدر الدين شيرازى معروف به ملاصدرا در آخر الزمان بلاد ايران را منور نكرده بود با آن هجومى كه علماى شريعت - يعنى متقشفين آنان - بر سر حكمت و فلسفه آوردند محال بود كه ديگر نام حكيمى در ايران به گوش برسد .
نكته 851
دعاى عديله منسوب به حضرت امير المؤمنين عليه السلام است ، تفسير منهج الصادقين سوره كهف آيه 8 .
إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
. نزد بعضى از اهل تحقيق ما بمعنى من است و مراد انبيااند يا اوليا يا علما يا حفظه قرآن كه زينت زمين ايشاناند و گويند آرايش زمين برجال الله است كه ايشان را أوتاد الارض گويند چه قيام عالم بوجود شريف ايشان باز بسته است و اينها نزد اهل حق ائمه هدى عليهم - السلاماند ، و تسميه صاحب الزمان عليه السلام بقائم از اين جهت