نكته 849
بدل شدن صورت انسان در آخرت بصور ديگر مثلا صور حيوانات را كه براهين عقلى و نقلى بر آن قائم است ، در اصطلاح ارباب معرفت تناسخ ملكوتى گويند ، آن صور يا ابدان مكسوبهاند و يا مكتسبه و اين تبديل ، حقيقى است كه انتشاء آن از خود انسانست و منشأ انتشاء ملكات مكسوبه و يا مكتسبه دنيوىاند كه لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت . و اين تبديل را كه حقيقت آن انتشاء بذور ملكاتست تناسخ گويند و گاهى قيد ملكوتى را اضافه كنند تا با تناسخ باطل تميز يابد و يا قيد ملكى را به باطل اضافه كردهاند تا با تناسخ حق تميز يابد . پس تناسخ مذكور با تناسخ باطل اين نشأه فقط اشتراك در لفظ دارند .
به بيان ديگر تناسخ مطلقا باطل است و براهين قطعيه بر بطلان آن در كتب عقليه قائم است و رواياتى كه از سفراى الهى دلالت دارند كه روح انسان با بدنهايى مثال اين بدن دنيوى يا بدنها و صور ديگر محشور مىشود حق است ولى مراد نه اين است كه روح به بدن ديگرى غير از انسان و جداى از او كه مثال او و يا غير مثال اوست تعلق مىگيرد كه آن بدن اين ، و اين نفس آن مىشود زيرا كه اين عين تناسخ است و ادله عقليه تخصيصبردار نيست و آنكه برخى گفته است كه همين تناسخ باطل در نشأه آخرت صحيح است به سر اين روايات پى نبرده است و به ظاهر آن جمود كرده است . آرى در كتب اقدمين ميخوانيم كه اساطين حكمت در قديم الايام قبل از اسلام قائل به تناسخ أخروى بودند ولى تناسخ در اصطلاح آن بزرگان تجسم و تمثل اعمال در نشأه آخرت است .
اين خلاصه تحقيق صاحب اسفار در تناسخ است و اصل سرمايه آن از صحف عرفانيه است چنان كه قيصرى در شرح فص شيثى فصوص الحكم عنوان كرده است ( ص 125 ط 1 ) . و لكن راقم بر اين عقيدت راسخ است كه ارباب شرايع چون معلم