نقل كرده كه تاريخ چيزى غايت او و وقت آن را گويند كه منتهى شود به او و گويند فلان تاريخ قوم خود است يعنى نسبت ايشان به او منتهى مىشود .
و بعضى گفتهاند كه تاريخ لفظ عربى نيست بلكه معربست و اصلش آنست كه ابوموسى اشعرى كه حاكم يمن بود از قبل خليفه ثانى نوشت كه از دار الخلافة صكوك آمده است كه محل آنها شعبان است نميدانم كه شعبان آينده است يا گذشته ، صحابه را طلب نمود و با ايشان مشورت كرد درين باب هرمز كه يكى از ملوك عجم بود و اسلام آورده در آن مجلس بود گفت مرعجم را حسابى است كه آن را ماه روز گويند و كيفيت استعمال او شرح كرد صحابه را پسنديده آمد و ماه روز را معرب ساخته مورخ گفتند و تاريخ مصدر آنست .
نكته 839
شيخ حافظ ابو عبد الله محمد بن يوسف شافعى گنجى متوفاى 658 ه كتابى به نام البيان فى اخبار صاحب الزمان در بيست و پنج باب نوشته است و در هر باب رواياتى فقط از جوامع روائى اهل سنت نقل كرده است . راقم اين كتاب را در رساله نهج الولاية عنوان كرده است و بعضى از ايضاحات و ايماضات در پيرامون آن بقلم آورده است ، در اولين حديث آن كتاب آمده است كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به حضرت فاطمه سلام الله عليها فرموده است : و مناسبطا هذه الامة و هما ابناك الحسن و الحسين - الى قوله : و الذى بعثنى بالحق أن منهما مهدى هذه الامة ، الحديث .
عالم جليل فضلعلى بن عبد الكريم تبريزى را در اين مقام بر آن كتاب تعليقهايست كه گويد : قوله منهما ، فى بعض الاخبار المروية قريبا من هذا الخبر منا بدل منهما . و على هذه النسخة فالمراد بهما الحسنان عليهما السلام فان ام الباقر عليه السلام بنت الحسن المجتبى فهو و من بعده من الائمة عليهم السلام من نسلها .