رجوع شود .
و بدانكه كمال اهل يمين بهشت باشد و كمال بهشت بسابقان ، كلامى كامل و قولى ثقيل است . شوق بهشت به سلمان بيش از شوق سلمان به بهشت است آرى اگر بهشت شيرين است بهشت آفرين شيرينتر است . در ديوان راقم آمدهاست :
چرا زاهد اندر هواى بهشت * چرا بى خبر از بهشت آفرين است
قال الشارح البحرانى عند قوله عليه السلام فى النهج درجات متفاضلات : اعلم ان الذ اثمار الجنة هى المعارف الالهية و النظر الى وجه الله ذى الجلال و الاكرام و السعداء فى الوصول الى نيل هذه الثمرة على مراتب متفاوتة و درجات متفاضلة ( ص 233 علم - اليقين فيض ط 1 رحلى سنگى ) .
شيخ در رساله معراجيه فرمايد : هيچ دوستى آدمى را زيادت از درك معقول نيست . بهشتى كه به حقيقت آراسته باشد به انواع نعم و زنجبيل و سلسبيل ادراك معقول است . دوزخ با عقاب و اغلال ، متابعت اشغال جسمانى است كه مردم در حجيم هوى افتد و در بند خيال بماند . و بند خيال و رنج و هم آزادى به علم زودتر برخيزد كه با عمل زيرا كه عمل حركتپذير است و حركتپذير را انجام جز به محسوس نيست اما علم قوت روح است و آن جز به معقول نرود چنان كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم گفت : قليل العمل خير من كثير العمل . و نيز فرمود :
نية المؤمن خير من عمله . و امير جهان بان على گفت كه : قدر آدمى و شرف مردمى جز در دانش نيست .
اهل شمال اهل تضادند كه به احوال متضاده كه در اين عالم متقابل است مانند هستى و نيستى و مرگ و زندگانى و علم و جهل و قدرت و عجز و لذت و الم و سعادت و شقاوت باز ماندهاند زيرا كه به خود باز ماندهاند ، اين دليل است كه باحوال متضاده