مىشود عرضى لازم محمول من صميمه است نه محمول به ضميمه .
در محمول به ضميمه عارض و معروض دو چيز است و محمول كه معروض است سابق بر حامل يعنى عارض است اما در قول يعنى حمل وجود مطلق بر اعيان وجودات متباينه خارجيه حمل لازم بر ملزومات متعدده و متباينه است و در عين حال اين حمل بر سبيل تشكيك است يعنى اطلاق وجود كه همين وجود مطلق لازم است بر ملزومى مثلا ذات واجب تعالى اولى و اقدم بر ملزومات ديگر است و على هذا القياس و از ملزومات واجب تعالى تأكد وجودى دارد كه انيت محض است و منافاتى نيست كه لازم واحد را يعنى وجود مطلق عارض را يك معنى باشد و ملزوماتش متباينه و اطلاق لازم بر آنها بر سبيل تشكيك باشد ، پس وجود مطلق عارض معروض تشكيك است و حصص وجوديه يعنى وجودات خاصه امكانيه و نيز وجود واجب معروض . و به عبارت ديگر تشكيك عارض وجود مطلق عام است و وجود مطلق عام عارض وجودات متباينه خارجيه فذلكه اين نكته اين كه بنابر مذهب متأخرين از مشاء :
1 - وجود اصل در تحقق و ماهيت اعتبارى است .
2 - وجودات حقائق متباينه به تمام ذواتها البسيطهاند .
3 - وجود مطلق عام عارض لازم و محمول من صميمه وجودات خارجيه متباينه است .
4 - اطلاق وجود عام بر آنها على سبيل تشكيك است كه لازم واحد و ملزومات متباينه و تشكيك عارض بر وجود عام و وجود عام عارض بر ملزومات كه وجودات خارجيهاند .
5 - از اين ملزومات يكى از آنها كه واجب است صرف وجود است به اين معنى كه ماهيت ندارد و جز وى ممكناند و كل ممكن زوج تركيبى .
نكته 39
قال المسعودى فى مروج الذهب فى شهادة امير المؤمنين على عليه السلام ما هذا لفظه : و قبض و قد أتى له اثنتان و ستون سنة