به انسان كامل و امام مىشود كه صاحب ولايت تكوينيه الهيه مطلقه باشد خيلى روشن است تفصيل آن را در رسالهام در ولايت و امامت آوردهام ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله ذو الفضل العظيم .
خلاصه اين نكته : انسان را شأنيت است كه عالم بر همه اشياء شود ، و همه اشياء را شانيت است كه معلوم انسان گردد پس اگر انسانى حائز حقائق همه اشياء شود امكان دارد .
و پوشيده نماند كه قول بتجريد بنابر حكمت رائج است و گرنه بنابر مبناى صدر المتالهين بانشاء و ايجاد نفس است صور معقوله را ، مگر در آنجائى كه نفس مظهر گردد نه مصدر كه در ايجاد و انشاء است به تفصيل و بيانى كه در حكمت متعاليه مبرهن است .
نكته 35
بعض از اهل وحدت مىگويند كه سالكان بر دو قسماند قسمى ارضى و قسمى سماوى يعنى قسمى سير و سلوك در ارض مىكنند و بعض طيران و جولان در سما مىكنند مركب سالكان ارضى ذكر است و براق سالكان سماوى فكر است .
نكته 36
خزائن سعى اعمال انسان ، خود انسان است .
نكته 37
قال الشيخ العارف محيى الدين العربى : العالم غيب لم يظهر قط ، و الله تعالى ظاهر لم يغب قط و الناس فى هذه المسألة على عكس الصواب . و بابا فرج تبريزى بر اين معنى لطيف گويد :
كه فرج تا كه ديده بگشاده است * چشم او بر جهان نيفتاده است
نكته 38
متأخرين مشاء هر چند قائل به اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيتاند و لكن قائلاند كه وجودات عينى كه خارجىاند حقائق متباينهاند يعنى متباينه به تمام ذواتها البسيطةاند ، نه به فصول تا تركيب در وجود لازم آيد و وجود مطلق جنس بشود ، و نه به مصنفات و مشخصات تا تركيب در وجود لازم آيد و وجود مطلق نوع شود . و مفهوم وجود مطلق كه بر اين حقائق متباينه حمل