خوشنويس بود بلكه ممتاز مىنوشت و در ايوان قلم بالانشين بود ، و منظومهاى در رسم خط نستعليق از بدايع افكار خود فرموده است ؛ به اين خوشه چين خرمن بزرگان ، دستورى از آيات قرآنى به عنوان دواء و شفا ، عطا فرموده است كه
نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ
( اسراء 83 ) . سپس به اين كمترين فرمود : آيات ياد شده را با قلم نى بنويس كه من خودم چون اين دستور را از فلانى گرفتهام ( عالمى عاليجناب را نام برد كه اظهار داشت باعث اولى من در تفسير الميزان و تفسير قرآن به قرآن ، آن جناب شده است ) با قلم آهنى نوشتهام و از آن بهره نبردهام - هر چند از نوشتن آيات قرآنى براى دوا و شفاء با قلم آهنى قلبا انزجار داشتم لاجرم با آن بزرگوار در ميان نهادهام ، جواب دادند كه عدم تأثير از قلم آهنى است كه بناى آهن بر جنگ و جدال و خونريزى و ويرانى و از اين گونه امور است و ارسلنا الحديد فيه بأس شديد ، بعد از آن بانى مى - نوشتم و از آن مائده فائدهها عائد مىشد .
يكى از كلمات قصار افلاطون حكيم كه از كثرت متانت و طلاقت و عذوبت سزاوار تحسين بسيار است اين كه : الخط هندسة روحانية ظهرت بآلة جسدانية . خط اندازهاى روحانى است كه بآلت جسدانى ظاهر شده است .
كلمه هندسه معرب واژه اندازه پارسى است كه هندسه همان اندازه است . امام هشتم عليه السلام به يونس بن عبد الرحمن فرموده است : فتعلم ما القدر ؟ قلت : لا ، قال : هى الهندسة . آيا مىدانى قدر چيست ؟ گفت : نه ، فرمود قدر به معنى هندسه است ( كافى معرب ج 1 ص 121 ) . در لغت فصيح قرآنى « قدر » به فتح قاف و سكون دال مطلق اندازه است ، و بفتح هر دو اندازه معين .
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ
( قمر 50 ) و هر چه كه در خلقت دلرباى نظام احسن عالم به وقوع پيوست به اندازه معين يعنى