وجه تسميه آن به سلمى روشن شده است . و دومى را از اين روى ترسى گفتهاند كه چون به ظاهر هيأت آسمان مانند سپرى مدور و محدب مىنمايد ، چنان كه به اين لحاظ كه مانند آس است آسمان ناميدهاند ؛ برهان را چنين تقرير كردهاند :
جسم مستديرى مانند ترس به شش قسم متساوى تقسيم گردد و چون سه خط مستقيم كه در مركز يكديگر را قطع كنند به نحوى اخراج و ترسيم گردند كه وتر هر يك از قوسهاى ششگانه در ميان هر دو نصف آن سه خط قرار گيرند شش مثلث متساوى الاضلاع و مساوى با هم به وقوع پيوندد و هر يك از زواياى مثلث دو ثلث قائمه يعنى شصت درجه خواهد بود و به اين تقسيم عالم جسمانى به شش قسم تقسيم مىگردد . پس هرگاه دو ضلع هر يك از مثلثها كه رأس آنها مركز ترس باشد به غير نهايت اخراج گردد ، انفراج و بعد بين آن دو نيز غير متناهى خواهد بود و حال اينكه مقدار آن بعد و انفراج وترى است كه قاعده مثلث و محصور بين حاصرين اعنى دو ضلع مثلث است .
در هر يك از اين مثلثها چند مسأله هندسى به كار برده شد :
( الف ) هر قوسى به اصطلاح هندسى مقدر زاويهء مركزى است چه در واژهء فرهنگى رياضى قدماء ، كم متصل به تقدير و مقدر تعبير مىشود ؛ و كم منفصل به عدد و عاد .
( ب ) دو زاويه بر قاعده مثلث متساوى الساقين مساوى
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 496
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٩٦