تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
صدوق ابن بابويه رضوان الله عليه در حديث چهارم مجلس اول امالى به اسنادش روايت كرده است كه قيس بن عاصم گفت با جماعتى از بنى تميم به حضور رسول الله صلى الله عليه و آله رسيديم ، پس گفتم اى پيغمبر خدا به ما اندرزى بفرما تا از آن بهره بريم كه ما گروهى هستيم در بيابان بسر مىبريم ، رسول الله فرمود : يا قيس ان مع العز ذلا ، و مع الحيوة موتا ، و ان مع الدنيا آخرة ، و ان لكل شىء رقيبا ، و على كل شىء حسيبا ، و ان لكل اجل كتابا ، و انه لا بد لك من قرين يدفن معك و هو حى ، و تدفن معه و أنت ميت ، فان كان كريما اكرمك ، و ان كان لئيما أسلمك ، ثم لا يحشر الا معك ، و لا تحشر الا معه . و لا تسئل الا عنه ، فلا تجعله الا صالحا ، فانه ان صلح آنست به ، و ان فسد لا - تستوحش الا منه ، و هو فعلك . اين حديث شريف اگرچه همهء آن نور است ، و هر جملهء آن بابى از حقيقت را به روى انسان مىگشايد ، و براى اهل سر به سرى اشارت مىكند ، مع ذلك بايد در اين چند جمله دقت و تأمل بسزا كرد كه فرمود : با دنيا آخرت است ، نفرمود بعد دنيا آخرت است تا آخرت در طول زمانى دنيا قرار گيرد . و فرمود قرينى كه با تو دفن مىشود حى است و محشور نمىشوى مگر با او ، و وحشت نمىكند مگر از وى ، به خصوص كه فرمود آن قرين فعل تو است . اين حديث را عارف رومى در دفتر پنجم مثنوى به نظم آورده است :
پس پيمبر گفت بهر اين طريق * با وفاتر از عمل نبود رفيق
در كلمه حكمت دويست و پنجم نهج البلاغة از برهان - المتألهين امير المؤمنين على عليه السلام است كه : كل وعاء يضيق بما جعل فيه الا وعاء العلم فانه يتسع . يعنى هر ظرف جسمانى به آنچه كه در او نهاده شده گنجايش او تنگ