المقتصرين على الدوائر اربعة و ثلاثون .
برجندى در اوائل فصل سوم از باب دوم شرح تذكره گويد : ان المهندسين لما اكتفوا فى بيان هيأة الافلاك بمناطقها اذ هى كافيه لايراد البراهين سموها افلاكا .
به درس هجدهم دروس معرفت وقت و قبله راقم در موضوع اين نكته رجوع شود .
نكته 625
فرقهاى بنام اشاعره گويند : وجود هيچ ممكنى در وجود شىء ديگر مدخليت ندارد نه به نحو اعداد و نه به نحو سبب و علت . لذا انتاج مقدمتين مر نتيجه را به لزوم عقلى و استلزام وجوبى نمىدانند بلكه مىگويند صرف توافى و مجرد معيت و تصاحب بين مقدمتين عادت و سنت خدا جارى شده است كه نتيجه عقيب آن دو حاصل گردد با اين كه تخلف نتيجه از آن دو جائز و ممكن است .
فرقهاى ديگر به نام معتزله گويند افعال ممكنات از ممكنات صادر است يا به مباشرت آنها است اگر صدور افعال از آنها به توسط فعل ديگر نباشد ، و يا به توليد است اگر به توسيط فعل ديگر باشد لذا نتيجه را فعل توليدى مقدمتين دانستهاند .
ديگر قول حق است كه مقدمات معدات براى حصول نتيجهاند و پس از حصول علل اعداديه از عالم قدسى ، صورت نتيجه كه در حقيقت صورت علميه است بر نفس مستعد فائض مىشود .
متاله سبزوارى در لئالى منظومه راجع به اين سه قول در انتاج قياس گويد :
و هل بتوليد او اعداد ثبت * او بالتوافى عادة الله جرت
و الحق ان فاض من القدسى الصور * و انما اعداده من الفكر