يعنى آن ضلع چون در خود زده شود باينمعنى كه مربع آن حاصل گردد اين مربع مساوى با سطحى است كه دو طرف آن ضلع وسط به آن محيط شدهاند .
مثلا اگر نسبت ا به ب مثل ب به ج باشد ، ب ضلع 1 ج خواهد بود ( ب ب 1 ج ) و اگر بخواهيم بعدد بيان كنيم گوئيم 8 / 4 : : 4 / 2 2 / 1 4 / ب 8 / ج هر چند مقدار مطلقا با عدد وفق نميدهد زيرا مقدار در اصطلاح مهندسين كم متصل است و عدد كم منفصل و چنان كه اشارتى رفت ممكن است كه نسبتهاى مقدارى اصم باشند و يا اگر مربعات اضلاع منطق باشند ممكن مىشود كه خود اضلاع منطق نباشند مثلا در شكل عروس ، مربع يك ضلع زاويه قائمه 71 باشد و ديگرى 30 كه مجموع آن دو ( 101 ) مساوى با مربع وتر قائمه است و هيچيك را ضلع منطق عددى نيست .
مقدار در مثال فوق موضوع علم هندسه است كه با عرض ذاتى اعنى وسط در نسبت بودن ، موضوع مسئله اين علم شد چه يكى از مسائل علم هندسه اثبات همين مطلب است كه مقدار وسط در نسبت ، ضلع سطح دو طرف نسبت محيط به آن است .
اصول علم رياضى را باعتبار انقسام موضوع آن به چهار قسم كردهاند چنان كه شيخ رئيس در فصل دوم مقاله نخستين الهيات شفا ( ص 9 چاپ سنگى ) عنوان كرده است به اين بيان كه موضوع آن يا مقدار مجرد از ماده است ( هندسه ) و يا مقدار مأخوذ با ماده است ( هيأت ) و يا عدد مجرد از ماده است است ( حساب ) و يا عدد در ماده است ( موسيقى ) .
و بعبارت اخصر : موضوع علم رياضى يا كم مجرد است
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 368
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٦٨