مرحله ششم اسفار در علت و معلول است كه به همان دأب مذكور عمل كرده است . در صحف كريمه مشايخ عرفان سخن از هو - الاول و الاخر و الظاهر و الباطن است كه فوق حرف علت و معلول است و گاهى كه بندرت عبارت علت و معلول از لسان بعضى از آنان صادر مىشود بر سبيل توسع در تعبير و مماشات با اصطلاحات اهل نظر است مثلا در فص صالحى فصوص الحكم هم ماتن آن شيخ عربى ، و هم شارح آن علامه قيصرى تفوه به علت و معلول نمودهاند و در بعضى از موارد ديگر آن هم ، فافهم .
غرض اين كه صدر المتالهين در مرحله ششم اسفار پس از خروج از مباحث علت و معلول فلسفهء رائج ، وارد بحث آن به صراط قويم اهل الله شد ، و فصل بيست و پنجم آن را چنين عنوان كرده است : فصل فى تتمة الكلام فى العلة و المعلول و اظهار شىء من الخبايا فى هذا المقام الخ ( ص 182 ج 1 ) .
مرادش از اظهار شىء من الخبايا ، مطالب عرشى اهل عرفان در اينمقام و ورود در حكمت متعاليه است ، چنان كه پس از تحقيقى در وجود و ماهيات يعنى اعيان ثابته در اصطلاح عارف فرمايد : فقول بعض المحققين من اهل الكشف و اليقين ان الماهيات المعبر عندهم بالاعيان الثابتة لم يظهر ذواتها و لا يظهر ابدا و انما يظهر احكامها و اوصافها ، و ما شمت و لا تشم رائحة الوجود اصلا ؛ معناه ما قررناه .
و مرادش از بعض المحققين من اهل الكشف و اليقين شيخ محيى الدين عربى است كه در چندين جاى فصوص الحكم اين مطلب را عنوان كرده است از آن جمله در فص ادريسى فرمايد ( ص 157 ) الاعيان التى لها العدم الثابتة فيه ما شمت رائحة من الوجود ، فهى على حالها مع تعداد الصور فى الموجودات .
سپس آخوند در آخر بحث كه بر مبناى حكمت متعاليه
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 359
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٥٩