در شكل حمارى دعوى اين است كه مجموع دو ضلع هر مثلث اطول از ضلع سوم است . برخى از اساتيد فن در وجه تسميه آن بحمارى گفتهاند : چون اين مطلب بقدرى واضح است كه اگر حمارى در يك گوشه مثلث باشد و علف در گوشهء ديگر آن ، حمار همان ضلعى را خواهد پيمود كه بين او و علف است نه اينكه دو ضلع ديگر را به پيمايد تا خود را به علف برساند چه اينكه مىفهمد آن يك ضلع مسير او بهر نحوى باشد اقصر از دو ضلع ديگر است .
و پس از چند سال اين سخن را در كتاب هم يافتهايم چنان كه در دائرة المعارف فارسى مصاحب در جلد دوم آن در عنوان قضيهى حمار گويد : تسميهى آن را بدين مناسبت گفتهاند كه حتى الاغ هم بر صدق اين حكم واقف است اگر الاغ در
A
و كاه در باشد الاغ راه
AB
را براى رسيدن به كاه اختيار مىكند نه راه
ACB
را .
حدس راقم سطور - پس از اغماض از ورود در نقض يا ابرام گفتار نامبرده - اين است كه شكل حمارى منسوب به هومر ( هوميرس يا اوميروس ) شاعر مشهور يونان قديم صاحب الياذه و اوذيسيه است كه بيش از هفت قرن قبل از ميلاد مسيح عليه - السلام ميزيست ، و در عربى هومر به حمار تعريب شده است ، و يا شكل هومرى به حمارى تصحيف گرديد .
نكته 596
موضوع مسائل حكمت متعاليه همان موضوع مسائل عرفان اصيل است جز اين كه عارف آن را حقيقت واحدهء ذات