هر موجودى باقتضاى عين ثابتش ميگيرد لاجرم سرنوشت هر موجودى به عين ثابت او است و اين همان است كه حكما ميگويند كه ماهيت مجعول به جعل جاعل نيست يعنى ذات و ذاتى علت نمىخواهند الذاتى لا يعلل و العرضى يعلل مثلا وجود كه عارض بر ماهيت است علت ميخواهد در موجود شدن نه خود ماهيت علت بخواهد در ماهيت شدن و بقول الشيخ الرئيس ما جعل الله المشمش مشمشا بل اوجدها و از اين بيان معنى حديث شريف السعيد سعيد فى بطن امه و الشقى شقى فى بطن امه معلوم ميگردد لسان الغيب قدس سره فرمايد :
در ازل هر كو بفيض دولت ارزانى بود * تا ابد جام مرادش همدم جانى بود
اين بيت اشارت به السعيد سعيد فى بطن امه است و نيز فرمود :
گفتم كه بسى خط خطا در تو كشيدند * گفتا كه همان بود كه بر خط جبين بود
و اين بيت اشارت به الشقى شقى فى بطن امه است و نقش جبين همان سرنوشت است و در مصراع دوم اين بيت گويد كه آن خط خطا را كسى در تو نكشيد كه شر از ناحيه مبدء تعالى نيست بلكه اين خط خطا از نقش جبين و سرنوشت و اقتضاى عين ثابت تو است اين نكته را از شرح مرحوم دارابى بر ديوان حافظ استفاده كردهايم .
نكته 588
ماهيت ، خيال وجود است كه حظ ضعيفى از وجود دارد .
نه ماهيت به كلى باطل است زيرا كه اگر ماهيت اصلا باطل باشد عالم تحقق پيدا نميكرد چه ماهيات حدود وجودات و خيالات آنهااند و نه ماهيت اصلا حق است چه به تبع وجود تحقق دارد
نكته 589
دوره اسفار صدر المتالهين در دو قسم علوم الهيه اعم و اخص است و آن را يازده مرحله و ده موقف و يازده باب است