تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
سكندريه كه هر چه در ملك فرنگ مىرفت در او پيدا بود او ساخته و جالينوس شاگرد او بود . انتهى اين آيينه همانست كه امروز رادار مىگويند كه به معنى آشكار سازى و فاصله‌يابى راديويى است . و رادار حروف اوائل چند كلمه و مخفف آنهاست ( رادار ، دائرة المعارف فارسى مصاحب ) . و همين آيينه سكندر است در لسان شعراء سائر است ، حافظ گويد :
آيينه سكندر جام جم است بنگر * تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا
در فن دوم از مقاله هفتم فهرست ابن نديم ( ص 377 ط مصر ) در ترجمه مورطس آمده است : مورطس و يقال مورسطس و له من الكتب كتاب فى الالات المصوتة المسماة بالارغنن البوقى و الارغنن الزمرى ، كتاب آلة مصوتة تسمع على ستين ميلا . انتهى شصت ميل ، بيست فرسنگ است و اين آلت را امروز بلندگو گويند . بلندگويى كه صدا را تا بيست فرسنگ مستقيم برساند صنعتى شگفت است . در كتب تواريخ ديده‌ام كه مانند دستگاه سير فضائى و هواپيمايى حضرت سليمان نبى عليه السلام ديگران نيز در آن عصر ساخته و به كار برده بودند . ابو نصر فارابى اسماعيل بن حماد جوهرى صاحب كتاب شريف صحاح اللغة مدت بيست سال در ميان عرب عاربه لغات اصيل عربى را با شواهدى از اشعار عربى كه در حدود پنجهزار شعر است جمع‌آورى فرموده است و آن را صحاح اللغه ناميده است . عدد ابيات صحاح را تخمينا چهل و پنجهزار بيت گفته‌اند . اين عمل وزين جوهرى او را به فكر تسهيل در طى مسافات ارائه داده است و بر سر آن شد كه آلتى اختراع كند تا مانند طيور تواند بسير هوائى از جائى به جائى پرواز كند . نوشته‌اند كه آن