تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
ميدان جنبيدن است ، مصادرى كه در معانى آنها جنبش نهفته است چون كلمات ياد شده حروف آنها متحرك است كه لفظ را با معنى محاكات است و عوالم را به يكديگر اشارات . اصل خميره و مايه انسان نيز اينچنين است كه خلق من ماء دافق . سبحان الله زنده در حركت كه حيوان است ، و نزوان به حركت است ، و ماء دافق جهنده و در حركت ، و همه در حركت از حركت حبى تا حركت طبيعى كه كل يوم هو فى شأن ، ان الدار الاخرة لهى الحيوان ، و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمر مر السحاب .

نكته 512

در حكمت متعاليه مبرهن شده است كه علم وجود است پس فوق مقوله است و چون علم به وجود راجع است هر كجا كه سلطان وجود قدم نهاد عساكر او كه يكى از آنها علم است و ديگرى قدرت و هكذا با او هستند و اين با او معنى آن اين است كه خود همه است و همه او پس ان كون الشخص عالما معناه ان له وجودا مجردا يكون له معلومات قائمة بذاته ، مشهودة لذاته و كونه قادرا على شىء معناه ان وجود ذلك الشى صادر عن قدرته و موجود عن وجوده ، و كونه حيا معناه انه الدراك الفعال و الدرك يرجع الى العلم و الفعل يرجع الى القدرة و هكذا .

نكته 513

كان الله و لم يكن معه شىء و فى حديث موسى بن جعفر كان الله و لا شىء معه و هو الان كما كان معنى واقعى و حقيقى آن اين است كه خدا است و شىء نيست تا با او باشد يعنى اصطلاحا بانتفاء موضوع است كه شىء باشد نه اينكه خدا بود و هيچ نبود و بعد از فاصله‌اى زمانى خلق را آفريده است . و نه اينكه ما سواى او مع او نيست يعنى كفو او نيست بلكه دون اوست و چون معلول است مع علت نيست بلكه بعد او است زيرا كه معنى دوم موهون است و معنى سوم اگرچه صحيح است ولى اقناعى است و باز دو ديدن است و حال اينكه يا هو يا من لا هو الا هو .