تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

نكته 275

حق و ميزان چون يوسف و حسن ازل در معيار جسم و جان به يك مقدارند كه افتراقشان را نشايد . راقم در ديوانش در پيرامون اين نكته ابياتى دارد كه اين چند بيت از آن جمله است :
حق و ميزان در عدد يكسان بود * آرى آنچه حق بود ميزان بود
هر چه ميزانست آن عين حق است * هر دو از يك اصل مصدر مشتق است
مصدرى كو صرف عدل است و وسط * نى بود تفريط در وى نى شطط
ره ندارد باطل اندر صنع حق * حق بود ميزان عدل ما خلق
در قبال حق ضلال و باطل است * كان زهوق و بى اساس و زايل است
جز حق اندر انفس و آفاق چيست * غير ميزان اندرين نه طاق چيست
آنچه بينى كاندرين ارض و سما است * بر اساس حق و ميزانى به پا است
آدمى را حق و ميزانى بود * تا كه اندر راه انسانى بود
كيست انسان آنكه با حق است و داد * ورنه ديو و دد بود آن نامراد

نكته 276

همنشين از همنشين خو مىگيرد و بدان شناخته مى - شود ، خوشا به حال آنكه مصاحب حق تعالى است و بقول فصيح لبيد بن ربيعهء صحابى : و المرء يصلحه القرين الصالح .

نكته 277

علة الحاجة الى المؤثر هى الامكان فى الماهية و النقص عن التمامية فى الوجود ، لا الحدوث كما توهمه جمع . ( ص 177
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 154 | حسن حسن زاده آملى