نمايند چه خلافت به لحاظ سفارت است كه روى به خلق دارد و در اين مقام ظهور سلطان دولت ولايت مطلقه است نه نبوت لذا صدر الدين قونوى گويد : فيحل مقام الانسانية الحقيقيه التى فوق الخلافة الكبرى ( ص 33 مصباح الانس ) در حقيقت محمدية ( ص ) تسميه به لحاظ وصول و نيل انسان كامل بدان مقام است و چون خاتم امام است تشريفا و تكريما به اسم اسمى و اسنى آن حضرت مسمى شد فيض روح القدس ارباز مدد فرمايد دگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد فافهم .
نكته 165
اكثر مردم لذت عقلى را نمىفهمند بلكه لذت خيالى را نمىفهمند فضلا عن اللذة العقلية . در روايت آمده است كه قال تعالى اعددت لعبدى المؤمن ما لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر . بشر فرموده است نه انسان و آدم زيرا كه كلمه بشر ناظر به ظاهر است و بشره هر چيز صورت ظاهر او است . و انسان در اصطلاح اهل الله كامل را گويند ، اكثرى مردم بشرند نه انسان و آدم ؛ بشر همين ظاهر است كه هست .
دى شيخ گرد شهر همى گشت با چراغ * كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
نكته 166
صدر المتالهين در جواهر و اعراض اسفار در فصل ابطال قول به اينكه مولم و موجع تفرق اتصال است و نيز در كتاب نفس اسفار بر اين مبنى است كه فرمود : ان التحقيق عندنا ان التغذيه و التنميه ليستا مستلزمتين لمداخلة اجزاء الغذاء بين اجزاء المغتذى و النامى ، غرض آن جناب اين است كه غذاء اعداد مىكند و مستعد مىنمايد نفس را كه از مبدأ فياض بر او افاضه شود بدن براى خود بسازد و به اين تحقيق عرشى شبههء آكل و مأكول مندفع است فافهم .
نكته 167
صدر المتالهين در فصل جده جواهر و اعراض اسفار فرمايد : و قد يعبر عن الملك بمقوله له فمنه طبيعى ككون القوى