حضرت چه مىگويد و چه مىكند كه بر روى دريا اين گونه راه مىرود ؟ ديد حضرت مىگويد بسم اللّه . از روى عجب به اين گمان افتاد كه اگر خودش مستقلّا بسم اللّه بگويد و از تبعيت كامل بيرون آيد ، مانند آن حضرت مىتواند بر آب بگذرد ؛ از كامل بريدن همان و غرق شدن همان . استغاثه به حضرت روح اللّه نمود و آن جناب نجاتش داد .
در روايت دارد آن شخص قصير بود . حضرت عيسى پس از آن كه او را از غرق نجات داد ، به او گفت :
ما قلت يا قصير ؟ قال : قلت هذا روح اللّه يمشى على الماء و أنا أمشى على الماء فدخلنى من ذلك عجب . فقال له عيسى عليه السّلام : لقد وضعت نفسك في غير الموضع الذي وضعك اللّه فيه . فمقتك اللّه على ما قلت فتب إلى اللّه ( عز و جلّ ) مما قلت .
يعنى حضرت عيسى عليه السّلام گفت : اى قصير چه گفتى كه غرق شدى ؟ گفت : گفتم اين روح اللّه است كه بر آب راه مىرود و من هم بر آب راه مىروم و از اين پندار خودبينى به من روى آورد . عيسى عليه السّلام به او گفت : خود را بيرون از اندازهاى كه خدا تو را در آن نهاده است ، نهادهاى . پس بنابر آنچه گفتى بر تو خشم گرفت . پس به سوى خدا از آنچه گفتهاى ، بازگشت كن . ( باب حسد از كتاب ايمان و كفر اصول كافى ، ج 2 معرب ، ص 231 )
آرى آن بسم اللّه در آب تصرّف مىكند كه از جان برخيزد و سرّ بسم اللّه براى او حاصل شده باشد ، و آن روح عيسوى است كه ابراء اكمه و ابرص و احياى موتى مىنمود . خلاصه اين كه انسان عيسوى مشرب را چنين دست تصرّف است .
تبصره : خبر مذكور در نامه رساندن ملك به اهل جنّت ، براى اهل مرتبه عاليه جنّت نيست ؛ زيرا كه جنّت را درجات و مراتب است : اهل جنّتى هستند كه از حق ( سبحانه ) بىواسطه سلام مىشنوند و مقام مىيابند ، و براى اهل جنّت ياد شده ملك واسطه بود .
فافهم ؛ و به گفتار شيوا و رسا و شيرين و دلنشين خواجه طوسى در فصل ششم تذكره آغاز و انجام : « كمال اهل يمين بهشت باشد ، و كمال بهشت به سابقان . . . » .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 368
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٦٨