هر آن فتحى كه عارف مىنمايد * به بسم اللّه آن را مىگشايد
گرت شد سرّ بسم اللّه حاصل * مراد تو نشد آن گاه حاصل
مرا از رحمت حق دور بينى * كر و لال و چلاق و كور بينى
بيان : آن كه فرمود : « عدد قواه الظاهره و هي 786 . . . » ، قواى يك حرف و يا يك كلمه و يا يك جمله در اصطلاح ارثماطيقى ارواح آنها هستند ؛ چنانكه در اوائل اين صحيفه گفته آمد كه « الحروف اشباح و الأعداد أرواح ؛ أعنى ارواح و قوى در علم حروف به يك معنىاند .
قوه را در فنون علوم اصطلاحاتى خاص است : در فلسفه ، قوه در مقابل فعل است ؛ در رياضى گويند مثلا : سه به قوه چهار يعنى سه به توان چهار ، و اين قوه و توان را جذر هم گويند كه چون عددى در خودش ضرب شد ، عدد مضروب را جذر يا قوه گويند و حاصل آن را مجذور يا قوه ثانيه . پس قوه اولى جذر جميع قوى است ؛ و در علم حروف مراد از قوه روح حرف است ؛ و در علم جفر اعدادى كه براى طرح 28 از آنها در عدد 28 تقسيم مىشود ، خارج قسمت را قوه گويند و آنچه را كه باقى مانده است ، كسر گويند . آن گاه در جفر منبرى از قوه و كسر از جدول تكسير ابجدى حرف جواب گرفته مىشود به تفصيلى كه در رساله دروس اوفاقى بيان كردهايم ؛ و در معرفت نفس ، اطلاق قوى بر حواس ظاهر و مشاعر باطن رايج است ؛ و نيز ارباب معقول ، اعمّ از فيلسوف و عارف ، قوى را بر ملائكه با اختلاف و تفاوت مراتبشان اطلاق مىكنند .
و باز قوى در اصطلاح علماى جفر چهار حرف تنزل و ترقّى و ترفّع و مساوات است . جناب مولى ميرزا ابو طالب قزوينى ( رضوان اللّه عليه ) در رساله فريده فرائد الدرر در تعريف اين قوى فرمود :