ظرف لغو در اصطلاح نحو ، مقابل ظرف مستقر است ؛ و اصطلاح هرقوم را بايد حفظ كرد .
ظرف مستقر ظرفى است كه ضمير در آن خفته و نهفته است و به جاى ضمير نشسته است ؛ و ظرف لغو ظرفى است كه خالى از ضمير است و به جاى ضمير ننشسته است ، و به همين مناسبت كه خالى و عارى از ضمير است ، آن را ظرف لغو گفتهاند .
اگر متعلق ظرف مطلقا چه جار و مجرور و چه غير آن از ظروف ديگر ، افعال عموم مقدّر باشد ، آن ظرف مستقر است و گرنه ظرف لغو . افعال عموم در اين نظم فارسى آمده است :
« افعال عموم نزد ارباب عقول * كون است و وجود است و ثبوت است و حصول
تفصيل ضابطه مذكور اين است كه در سه صورت ، ظرف لغو است و در يك صورت ظرف مستقر ؛ بدين بيان :
1 . اگر متعلّق ظرف افعال عموم و مقدّر باشد ، ظرف مستقر است ؛ مثل « زيد في الدار » ؛ چنان كه گويى « زيد عندك » .
2 . اگر متعلق ظرف افعال عموم باشد و مقدّر نباشد ، ظرف لغو است ؛ مثل « زيد كائن في الدار ، زيد كائن عندك » .
3 . اگر متعلق ظرف افعال خصوص باشد و مقدّر باشد ، ظرف لغو است ؛ مثل « بسم اللّه » كه استعين يا ابتدأ يا نحو آنها مقدر است .
4 . اگر متعلق ظرف افعال خصوص ظاهر باشد نيز ظرف لغو است ؛ مثل « زيد دخل في الدار » .
در قسم اول چون خبر محذوف است و ظرف به جاى آن نشسته است و در خبر ضمير است ، بدين لحاظ گويند ضمير در ظرف استقرار دارد و ظرف مستقر است ؛ مثلا « زيد في الدار » تقدير و اصل آن « زيد كائن في الدار » است كه در كائن ، ضمير مستتر است و رابط خبر به مبتدا است و في الدار به جاى كائن نشسته است كه ناچار