تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
و هذا من انسان ما ، فيجب أن يجتهد الانسان حتى يبلغ هذا المبلغ في هذا الدنيا . هذه المنامات و الإنذارات دليل على اتّصال النفس الانسانيّة بالأول طبعا بلا كسب .

كلمهء 620

مدّت يك دور قمر به رصد زيج الغ بيكى ، بيست و هفت روز و هفت ساعت و چهل و سه دقيقه و چهار ثانيه و سى و سه ثالثه است .

كلمهء 621

حرف تناسخ رايج ، قولى غير مقبول و رأيى فائل و بىاساس است ؛ تحقيق تام اين است كه ملكات مكسوب يا مكتسب هر كس موادّ صور برزخىاند و انسان با آن صور محشور مىشود ؛ چه اين كه لسان صدق برهان تام ناطق است كه انسان در نشأه دنيا نوع است و تحت او اشخاص است ، و در نشأه آخرت جنس است و تحت او انواع است ، و آن انواع صور جوهريه‌اند كه از ملكات نفس تحقّق مىيابند و از صقع ذات نفس به در نيستند . برخى از ظاهرپرستان ، كه از سرّ اين حكم حكيم سر در نياورده‌اند و به كنه آن پى نبرده‌اند ، راه افسانه را پيش گرفته‌اند و نايافته چنين بافته‌اند كه فرقه‌اى گفته‌اند : « روح انسانى پس از مفارقت از بدنش يا به بدن انسان ديگر تعلّق مىگيرد و اين تناسخ است ؛ و يا به فردى از جانوران ديگر تعلّق مىگيرد و اين تماسخ است ؛ و يا به فردى از درخت و ديگر رستنيها تعلق مىگيرد و اين تفاسخ است ؛ و يا به فردى از جمادات كانى تعلّق مىگيرد و اين تراسخ است » . اين پندار ناروا كه سخت سست و بلكه از بيخ نادرست است ، هيچ ريشه تاريخى اصيل ندارد كه به نام تناسخى بدان رفته باشند و آن را پذيرفته باشند . جناب صدر المتألهين در اسفار از اين پندار بدين گونه رهايى يافته است كه تناسخ بر دو گونه است : يكى ملكى و ديگر ملكوتى ، تناسخ ملكوتى آن حكم حكيم مذكور است كه « ما من مذهب إلّا و للتّناسخ فيه قدم راسخ » ؛ و تناسخ ملكى اين پندار تباه
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 327 | حسن حسن زاده آملى