تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
است ؛ و اين مطلب را تنظير فرمود به اعتباريت ماهيّت كه بنابر مشرب تحقيق آنچه در خارج متحقّق است ، همان انحاء وجودات است و ماهيّات نمود و حكايات آنها مىباشند . بيت مذكور از ترجيع‌بند معروف عارف عراقى است ؛ در بند پنجم آن گويد :
مطرب عشق مىنوازد ساز * عاشقى كو كه بشنود آواز هر نفس نغمه‌اى دگر سازد * هر زمان زخمه‌اى كند آغاز همه عالم صداى نغمه اوست * كه شنيد اين چنين صداى دراز
نغمه ، نفس رحمانى است و آن را وجود منبسط نيز گويند كه وجود عينى هو است ، و صدا ماهيّات‌اند كه حكايات‌اند . آخوند از آن صدا به اين صدا منتقل شده است . مطرب عشق هرنفس نغمه‌اى ديگر ساز مىكند ؛ چون تكرار در تجلّى نيست . اين بود سخن صدر المتألهين در اين مقام در بيان عالم مثال . و خلاصه گفتارش اين است كه عالم مثال همان مثال متصل است كه در وعاء ادراك متحقق است ، بخصوص بنابر مبناى متين و محكم اتّحاد مدرك و مدرك كه نفس به هيچ يك از معلوماتش نايل نمىشود ، مگر آن گاه كه آنها وجود براى نفس گردند و قائم به نفس و از مراتب وجود آن و داخل در ذات و در دايره وجود نفس بوده باشند ، خواه اين كه معلوم كلّى باشد و خواه جزئى ؛ منتهى اين كه همه اين صور متخيله مطابق مثال اعظم خودشان كه اعيان حقايق خارجىاند ، مىباشند ، جز اين كه اين صور متخيله به حسب تصرّفات نفس و قوّه خيال و ديگر قواى نفسانى با صور اعيان خارجى بدون تفاوت نيست ؛ نظير صورت اشباح خارجى در مرائى مختلفه كه به اختلاف اشكال و الوان و ابعاد آنها صور اشياء گوناگون مشاهده مىشود . جناب آخوند ملّاصدرا ( رضوان اللّه عليه ) ، هر چند وجود و ثبوت صدى و صور مرآتى و نقش دومين چشم احول و امثال آنها را بالعرض و بالتّبع دانسته است ، ولى در وعاء ثبوت بالعرض آنها بايد بحث شود تا معلوم گردد كه در چه موطنى تحقّق به تبع دارند .